چرا تأکید دارم که باید صبور باشیم؟
روبروی شما یک سیستم منسجم است و شما در روبروی آن در جبههٔ فاقد انسجام و سازماندهی هستید.
سیستم غیر منسجم نمیتواند در رویارویی پایاپای سیستم منسجم را از پای در بیاورد. هر حرکت عجولانهای به کاهش توان شما منجر میشود.
اما این همهٔ ماجرا نیست. سیستم غیر منسجم با توان بالا (مثلاً مردم با برتری عددی قابل توجه نسبت به نظام)، کاراییهایی بسیاری دارد و باید از آنها بهره برد. مهمترین آنها فرسودن سیستم منسجم است. این اتفاق در طول زمان میافتد و انسجام سیستماتیک آن سامانه را میکاهد تا جایی که آن سیستم نیز غیر منسجم میشود. تازه در آن مرحله لزوم سازماندهی و ایجاد انسجام معنا پیدا میکند. به عبارتی گفتمان ایجابی (پس از براندازی چه کنیم) در آن مرحله باید شکل بگیرد. تا پیش از آن گفتمان باید سلبی (لزوم براندازی) بماند، چرا که هم مایهٔ اتحاد عمومی است و هم توسط حکومت سرکوب یا به ابتذال کشیده نمیشود. جمهوری اسلامی از آبان ۹۸ علناً انتخاب کرد که از مشروعیت عمومی چشم بپوشد و فقط بر ابزار سرکوب تکیه کند. این اشتباه طلایی فرصتی تاریخی است که باید هوشیارانه از آن بهره برد. بنابراین ما حق نداریم که فرصت به دست آمده را عجولانه و سادهلوحانه بسوزانیم. ج.ا مثل جنگنجویی است که فقط یک سلاح در دستش باقی مانده است. این سلاح اگرچه تا جایی جواب میدهد اما کارکردش ابدی نخواهد بود. تجربهٔ سوریه نشان داد که این سیستم برای بقای خود حاضر است بمب بشکهای روی سر مردم بیگناه و دست خالی، بریزد. حتی ممکن است همانند غائلهٔ سوریه دست به دامان اربابان روسیاش بشود، شبهنظامیان شیعهٔ پاکستان و افغانستان و عرب را به میدان بیاورد یا هر کاری بکند تا بماند. بنابراین باید هوشیار بود که ضربهٔ پایانی را ناگهانی وارد کرد تا فرصتی برای ایجاد انسجام مجدد برای آن سیستم پدید نیاید. تا آن روز اما باید صبور بود. اجازه بدهید همین خیزشهای مهارناپذیر کوچک و بزرگ، رمق سیستم را بگیرند. نگران نداشتن انسجام، تحزّب و رهبری واحد نباشید. اینها به وقتش شکل میگیرند.
اکنون فقط باید به همین کینه، نفرت و خشم مقدس تکیه و با دستگاه پروپاگاندای سیستم مقابله کرد.
عجیب زاده