❇️❇️ تفسیر جامعه شناختی تفاوت مبنایی عقاید شیعه و سنی- قسمت اول( نوشتاری در دو قسمت)
🖊 امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
این نوشتار از نگاهی جامعه شناختی با رجوع به مبانی اجتماعی و تاریخی تلاش می کند تا تفسیری از ریشه های تفاوت عقاید سنی و شیعه ارائه نماید. ✅ همان طور که می دانید ( صرفا جهت ترسیم چارچوب مفهومی موضوع) شیعیان اعتقاد دارند که علی بن ابی طالب وصی و جانشین پیامبر، امام اول ( از مجموع دوازده امام طبق اعتقاد شیعه ی اثنی عشری ) و کسی ست که باید بعد از پیغمبر خاتم تشکیل حکومت می داد و در راس حاکمیت قرار می گرفت اما چنین نشد. آن ها می گویند خود پیغمبر این مساله را به طرزی مشخص و بارز بارها بیان نمود و از طرف خدا مامور به ابلاغ جانشینی علی بن ابی طالب بود و به واقعه ی غدیر به طرزی ویژه استناد می کنند. ✅ اهل تسنن اعتقاد دارند که ابوبکر اولین خلیفه و جانشین پیامبر است و دومی عمر است و سومی عثمان و برخی از آن ها نیز اعتقاد دارند که علی بن ابی طالب خلیفه ی چهارم است. آن ها می گویند پیامبر برای بعد از خود جانشین و خلیفه و یا شخصی که مامور به تشکیل حکومت و اداره سرزمین شود را مشخص نکرد. در این نوشتار قصد بررسی اختلاف در مورد این امر را ندارم و در تخصص من نیست بلکه مورخان و متخصصین علوم حدیث و سایر رشته های مشابه می توانند اظهار نظر بکنند که صدالبته به روشنی نظراتشان را بیان داشته اند. قصد من در این نوشتار این است که تبیین کنم که چرا آن ها این گونه می اندیشند و پیامدهای این گونه تفکر چیست؟ به عبارت دیگر کدامین چارچوب فکری- اجتماعی و جهان بینی منجر به این دو اعتقاد متفاوت می شود ( فارغ از بررسی اصل مستندات تاریخی و روایت ها و احادیث) و پیامد های این دو نوع سبک تفکرو چشم انداز فکری متفاوت از لحاظ اجتماعی چیست؟ ✅ برای توضیح این تفاوت در این جا از دو واژه کمک می گیرم و آن ها را طبق نیاز تفسیری خود تعریف می نمایم. یکی واژه ی ساختار ( structure ) است به معنای الگو و آرایش عیان و قابل مشاهده ی چیزی یا واقعیتی که در عمل رخ داده است. دیگری، ساخت ( construction) به معنای الگوی اصلی یا آشکار نشده یا درونی که ممکن است نیاز به کشف و شناخت بیشتر داشته باشد زیرا واقعیت، شرایط و بسترها اجازه ی ظهور و تجلی به او نداده اند و احتمال زیادی دارد که در تضاد با امر رخ داده باشد. اگر ساختار و ساخت کاملا با هم تطابق داشته باشند یعنی آن چه در عمل رخ می دهد همانی باشد که قرار بوده رخ دهد تضاد و تناقض به صفر می رسد و حتی موضوع مورد بررسی ممکن است اهمیت مساله دار بودن خود را از دست بدهد. این حالت ، یک حالت آرمانی ( ideal) می باشد که احتمال رخ دادنش بسیار کم است. ✅ اهل تسنن آگاهانه یا ناآگاهانه به ساختار اسلام بعد از پیامبر استناد می کنند. برای آن ها آن چه رخ داده است ( fact ) مهم است و به واقعیت ( reality ) ارجاع می دهند و نه به ساخت . اگر چه آن ها به طور کلی معتقدند که ساخت و ساختار اسلام همین است که رخ داده و اصولا چیزی به نام ساخت اسلام متفاوت از ساختارش را قبول ندارند و یا اگر هم قبول داشته باشند آن ساخت را امامت علی بن ابی طالب بعد از پیامبر خاتم نمی دانند. نوعی تاریخ گرایی ( historicism) در عقیده آن ها وجود دارد که به توالی رخدادهای به وقوع پیوسته به عنوان ساخت یکی شده با ساختار باور دارند و می گویند واقعیت، دارای اصالت است. آن ها امر واقع را که حالت جبری بیرونی از کنش گران و انسان های منفرد دارد ملاک قضاوت و ارزشیابی قرار می دهند. به نوعی می توان گفت به عینیت به مثابه قدرت- یعنی زور هر کس و هرچه که بعد از پیامبر برای به کرسی نشاندن حرف خویش به هر طریقی ( بیعت گرفتن، اجبار و تهدید کردن و غیره ) رسیده ملاک حقانیت اوست- عقیده دارند. به بیان دیگر می گویند ابوبکر جانشین پیامبر و خلیفه ی بعد از اوست چون بعد از رحلت پیامبر، او بود که به خلافت رسید و حکومت را در دست گرفت. بعد از او عمر و عثمان نیز به همین طریق به خلافت رسیدند.