دریغا انسان که با دردِ قُروناش خو کرده بود!
با لرزشی هیجانی
چونان کبوتری که جفتش را آواز میدهد
نامِ انسان را فریاد میکردیم
و شکفته میشدیم
چُنان چون آفتابگردانی
که آفتاب را
با دهانِ شکفتن
فریاد میکند.
امّا انسان، ای دریغ
که با دردِ قُروناش
خو کرده بود.
~ احمد شاملو
Artist: Denis Sarazhin
@designmanufacturing