▪️دکمهی WordWindow را در نظر بگیرید▪️ستگادین | جمعه ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
انجام بازیهای ماجراجویی کامپیوتری در دههی ۱۹۸۰ با چند کد به نام «parser» امکانپذیر شد. میتوانستید تایپ کنید، «تبر را بردار» و کامپیوتر، عبارت را «
بفهمد» و دستورات شما را دنبال کند. البته فهمیدنی در کار نبود. کامپیوتر فقط جملات شما را تجزیه میکرد و وضعیت را بر طبق فهرستتان تغییر میداد.
بسیاری از مردم در مواجهه با «parser»، باز هم
آدمک یادشان افتاد و به این نتیجه رسیدند که کامپیوتر میتواند تکتک چیزهایی را که شما تایپ میکنید، درک کند. مانند: «به این فکر میکنم که داشتن یک تبر در فهرست موجودی من مفید خواهد بود.» یا حتی «اجازه دهید در مورد پسر عمویم به شما بگویم...»
اولینکار پارهوقت فریلنسری(gig) من در Spinnaker، رهبری تیمی بود که نسل اصلی بازیهای ماجراجویی کامپیوتری مصور را ساخت. (من با Arthur C. Clarke و Ray Bradbury کار کردم که داستان فوقالعادهای دارد). ما در همان اوایل متوجه شدیم که «parser» جادو میکند اما تقریبن نه آنقدر قدرتمند که مردم انتظارش را داشتند.
اوضاع بعد از چهل سال، کمی شبیه نحوهی برخورد ما با
LLM و ChatGPT به نظر میرسد.
راه حل، ارائهی یک رویکرد راحت و ساده بود که تقریبن همیشه برای نجات افراد از سردرگمشدن به کار میرود.
ما دکمهی «WordWindow
™» [دکمهای که امکان ورود به صفحهای برای تایپکردن به ما میداد] را ایجاد کردیم. ظاهرن نماد علامت تجاری رایگان، آن را قدرتمندتر کرد.
وقتی روی آن دکمه کلیک میکردید، لیستی از ۲۵ مورد رایج یا مفیدی که میتوانید تایپ کنید به شما ارائه میشد.
من فکر میکنم حتی در حال حاضر نیز این روشِ پلزدن، یک روش قدرتمند خواهد بود. برای مثال، دکمهی «Summarize»(خلاصه کن) به نقطهی قوت ChatGPT تبدیل میشود. هرچند این چیزی نیست که مردم بلافاصله با آن دکمه شروع به کار با ChatGPT کنند.
میتوانید با بسطدادن این مفهوم، هر زمان که دیدید مخاطبان شما مردد یا سردرگم به نظر میرسند، منوهای چندگزینهای به آنها پیشنهاد دهید.
منوها کار میکنند. حتی وقتی در رستوران نیستیم.
.