📱تقابل دو رویکرد در مدیریت تحولات اقتصادی و اجتماعی:
1️⃣رویکرد تدریجی و حکیمانه (مطابق سنت کهن ایرانی)
در اندیشهٔ مدیریتی ایران، از گذشته تا امروز، بر «تدریج» و «آرامش» تأکید شده است. خواجه نظامالملک در سیاستنامه بر مدارا، سنجیدگی و پرهیز از شتابزدگی تأکید دارد. در این نگاه، اصلاحات باید با جلب اعتماد مردم، همراهی نخبگان و در نظر گرفتن توان تحمل جامعه پیش برود، وگرنه نتیجهای جز بیثباتی و واکنشهای خشن در بر نخواهد داشت.
2️⃣رویکرد شوکدرمانی (همانطور که به آقای #سقاب_اصفهانی نسبت داده میشود)
این رویکرد، هرچند در برخی مکاتب اقتصادی رایج است، اما:
· معمولاً هزینههای سنگین اجتماعی (افزایش فقر، نارضایتی گسترده و بیاعتمادی نهادی) به دنبال دارد.
· در ایران به دلیل ساختار معیشتمحور اقتصاد و وابستگی اقشار کمدرآمد به یارانههای پنهان، اجرای یکبارهٔ آن میتواند به بحرانهای امنیتی و سیاسی بیانجامد.
· حتی مدافعان این روش معمولاً پیشنیازهایی مانند وجود شبکهٔ قوی تأمین اجتماعی، ثبات سیاسی و بستر قانونی شفاف را قائلاند که در شرایط کنونی چندان مهیا نیست.
نکتهٔ کلیدی:
«از خودگذشتگی» در سیاستگذاری، اگر به معنی پذیرش هزینه توسط خودِ تصمیمگیران باشد، امری ستودنی است، اما اگر به معنی تحمیل هزینه بر مردم و چشمپوشی از پیامدهای انسانی آن باشد، با اصول اخلاقی و عقلایی حکمرانی سازگار نیست. به قول قدما: «هرکه با شتاب رود، زود به دره افتد.»
پیشنهاد عملی:
به جای انتخاب دوقطبیِ «یکباره» یا «هیچکاری»، میتوان مسیر میانی را برگزید: آزادسازی تدریجی با گامهای قابل پیشبینی، جبران افزایش قیمتها برای دهکهای پایین از طریق یارانهٔ مستقیم و شفاف، و اطلاعرسانی شفاف دربارهٔ زمانبندی و اهداف اصلاحات. این همان راهی است که هم به سنت خردورزی ایرانی نزدیکتر است و هم احتمال موفقیت بیشتری دارد.
در پایان، هر سیاستگذار باید بپذیرد که «رضایت مردم» سرمایهٔ اصلی هر اصلاحی است؛ بیتوجهی به آن، حتی با نیّتِ درست، نتیجهای جز شکست نخواهد داشت.
( متن و تحلیل از هوش مصنوعی )
💻 Ellinne