فصل، فصل زرد پاييز است
آسمان دلگير و خاموش و زمين سرد و غم‌انگيز است
روی عمر سبز جنگل، گوئيا پاشيده بذر مرگ...

مرگ می‌آيد
وه چه تلخ و زشت و نازيباست
و كليد رمز اين قفل معماگونه ناپيداست
آنكه می‌خواهد جهان را شاد
آنكه می‌جويد به زير چرخ گنبد گيتی
عزت عدل و شكوه و داد
آنكه در اوج است و راه عشق می‌پويد
زندگی را همچو باغی گل به گل مستانه می‌بويد
ای دريغا عمر او كوتاه و بی‌فرداست...

«جلال ملکشاه»
برگرفته از منظومه عقاب و کلاغ

🥀شامگاه روز شنبه دهم آبان ۹۹، #جلال_ملکشاه، شاعر اهل سنندج زندگی را بدرود گفت.

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment