ابزار، منتها را نشان نمیدهد؛ این «سؤال‌های درست پرسیدن» است که تحلیلگر واقعی می‌سازد.

چرا بعضی متخصصان امنیت با وجود دانش فنی، در تحلیل‌های امنیتی ضعف دارند؟




بر اساس مشاهداتم در دنیای SOC، DFIR و Threat Hunting، دلایل اصلی را می‌توان اینطور دسته‌بندی کرد:

۱. نگاه ابزاری به جای نگاه تحلیلی

بعضی‌ها یاد گرفته‌اند که با SIEM، EDR یا ابزارهای DFIR کار کنند، اما تحلیل را مساوی با خروجی ابزار می‌دانند. در واقع، ابزار فقط «چراغ‌قوه» است؛ مسیر و روایت را باید خود تحلیلگر بسازد.

۲. ضعف در مدل‌سازی ذهنی تهدید

بدون یک طرح ذهنی از مهاجم، تاکتیک‌ها و زنجیره حمله (Kill Chain / ATT&CK)، داده‌ها مثل تکه‌های پازل بی‌معنی به نظر می‌رسند. در نتیجه تحلیل‌ها سطحی می‌مانند.

۳. انتظار دیدن نشانه‌های واضح

حمله‌های مدرن معمولاً در لایه «تقریباً عادی» حرکت می‌کنند — مثل اجرای یک باینری مایکروسافت اما با تغییر جزئی. کسانی که فقط به دنبال «علامت خطر قرمز» هستند، اقدامات مخفی را نمی‌بینند.

۴. کمبود تجربه بین‌دامنه‌ای

تحلیل امنیتی فقط دانش سایبری نیست؛ باید کمی روانشناسی مهاجم، اقتصاد حملات (ROI)، و حتی الگوهای رفتاری کاربر را هم فهمید. این لایه‌ی شناخت، مهارت شناسایی الگو را چند برابر می‌کند.

۵. نبود تمرین حل مسئلهٔ خام

مثل عضلات بدن، ذهن تحلیلی هم با تمرین قوی می‌شود — مثلاً تحلیل لاگ خام، بررسی PCAP بدون فیلتر، یا شبیه‌سازی سناریوهای مبهم. بسیاری به خاطر عدم تمرین، در مواجهه با داده‌های بی‌ساختار قفل می‌کنند.

با آمدن مثلا اسپلانک ES یا UBA و همچنین مخازن سیگما ؛ عملا ذهن یوزکیس نویسان رو به تنبلی می‌گذارد.


#آکادمی_روزبه

Comments

Be the first to add a comment