◾ترس از ترسوبودن◾ستگادین ۳۰ مهر ۱۴۰۰
اگر فقط میتوانستیم بگوییم «من میترسم.»، احتمالا به نفعمان تمام میشد.
فرهنگ ما مدام یادآوری میکند، تنها چیزی که باید از آن ترسید، خود ترس است. و اینکه اعتراف به ترس، به منزلهی شکست است و بهتر است دروغ بگوید تا اینکه فرد بیدل و جرأتی به نظر آیید.
بنابراین ما به جای اینکه فقط بگوییم «من میترسم.»، وانمود میکنیم که متخصص بهداشت عمومی و همهگیریشناسی هستیم.
ما از همان ابتدا با تغییری که احتمالاً رخ خواهد داد، به جای بررسی اصولی، مبارزه میکنیم.
ما به جای اعتراف به اینکه تغییر، ترسناک است، اظهار نظرهای جاهلانهای دربارهی علل و پیامد پدیدههای جهانی ارائه میدهیم.
ترس از ترسیدن، باعث میشود کارها برای همیشه در فهرست اموری که باید انجام شوند باقی بمانند. بحثهای مهم درنگیرد و دیدگاه ما به عاملیت و نقاط قوتمان در جهان تغییر کند.
شجاعترین رهبران و مشارکتکنندگان، از این که ترسو به نظر برسند واهمهای ندارند. ترسوبودن به آنها اجازه میدهد تا جهان را شفافتر ببیند.
.