✳️ ... فردی را فرض کنید که هر روز صبح در زندگی جدیدی چشم باز می‌کند.
گاهی کارمندی معمولی که از خواب بلند می‌شود و نان و پنیری می‌خورد و سوییچ پرایدش را بر می‌دارد و سر کار می‌رود و گاهی فردی ثروتمند که خدمتکارش سینی صبحانه اشرافی‌اش را به اتاقش می‌آورد و او پس از خوردن به این فکر می‌کند که سوییچ کدام ماشین لوکسش را بردارد؟
گاهی هم در کپرهای فرسوده حاشیه چابهار از شدت گرمای طاقت فرسا از خواب بیدار می‌شود.
او می‌داند که مالک هیچ چیز نیست نه مالک آن ثروت‌ و نه مالک آن چادر پاره و چند کاسه و بشقاب. هر چه هست امانتی کوتاه مدت در دست اوست برای گذراندن «تنها» یک روز.
وقتی که سوار ماشین گران قیمتش است می‌داند که فردا آن را ندارد و وقتی در سرما مشغول کارگری است می‌داند که فردا مالک این کفش سوراخ پلاستیکی هم نیست.
از ثروتش لذت می‌برد و فقرش هم او را از پای در نمی‌آورد.

⭕️تحلیل :
یک انسان خودساخته نگاهش به دارایی‌هایش مانند آن انسان فرضی است. او خدا را مالک همه چیز می‌داند که بخشی از دارایی‌اش را تا مدتی معین به امانت نزد او سپرده است.
این نوع نگاه به اموال و مالکیت آن‌ها چند حسن دارد:
یک. کمک به نیازمندان را برای او ساده می‌کند.
دو. دلبستگی او به ثروت و دارایی‌اش را کم می‌کند.
سه. از دست دادن دارایی‌ها او را به یاس و ناامیدی مبتلا نمی‌کند.
چهار.برای حفظ و افزایش روزی خود به خدا توکل می‌کند و از دیگران مستغنی است. (عزت نفس پیدا می‌کند.)
پنج: از وضع زندگی خود راضی است و از شرایط فعلی خود لذت می‌برد.
شش. به واسطه اموال خود به دیگران فخر نمی‌فروشد.
هفت. تمام هم و غم و وقت و انرژی خود را در جهت گسترش ثروت قرار نمی‌دهد و سایر جنبه‌های زندگی را نیز توسعه خواهد داد.

⭕️ گاهی خود را به جای آن آدم فرضی قرار دهیم و آن‌گونه به دارایی‌های خود نگاه کنیم.

Comments

Be the first to add a comment