. شده دلتنگ خودت باشی و یادت برود، صبح در آینه این صورت بی رنگ که دیدی، خودِ توست؟! شده هر روز نگاهت پی یادی برود تا لب پنجرهی باز و هوایی بشود؟! بعد هی... چشم به راه خبری، حرفی، چیزی بشوی، و دلت باز هوایی تر و پر درد و غمین تر بشود؟! من پر از رنجِ حضورم، میان تن و خاک! تن پر از درد نفس حبس دل از غم سرشار. بهاره قادری ۲۲ تیرماه ۱۳۹۸