⭕️ سینماتوگرافی یک سرنوشت: خانواده‌ای که انقلاب، تکه‌پاره‌اش کرد

📌 فیلم فیروزه خسروانی بیش از ۴۰ جایزه‌ جهانی و بین‌المللی را از آن خود کرده است



♦️فیروزه خسروانی، دانش‌آموخته آکادمی هنرهای زیبای بررا، یا همان آکادمی بررا (Accademia di belle arti di Brera)، در خیابان بررا در میلان ایتالیاست. پرویز تناولی یکی از قدیمی‌ترین و سرشناس‌ترین دانش‌آموختگان این آکادمی‌ست.

خسروانی در دهه‌ هشتاد هجری خورشیدی، کار فیلم‌سازی را در ایران با فیلم مستند «قطار زندگی» آغاز کرد و در سال‌های بعد ضمن کار خبرنگاری، شش فیلم مستند دیگر ساخت و جوایز متعددی را از آن خود کرد و نامش بارها در محافل سینمایی شنیده شد. تا اینکه در سال گذشته (۱۳۹۹) به سراغ زندگی پدر و مادرش رفت و روایت جذاب این خانواده و خودش را در فیلم مستند سینمایی «رادیوگرافی یک خانواده» ساخت. فیلم مستندی که از حدیث نفس شروع می‌شود و به روایت پرتناقض زندگی و شکافی که تاریخ ایران را دو شقه کرد می‌پردازد.

«رادیوگرافی یک خانواده» موفق‌ترین اثر خسروانی تا اکنون بوده است. این فیلم بیش از ۴۰ جایزه‌ جهانی و بین‌المللی را از آن خود کرده است و ده‌ها نقد و معرفی در مورد آن در ایران و جهان نوشته شده است. این مستند سینمایی و بلند، محصول مشترک ایران با نروژ و سوئیس است که در آخرین جشنواره‌ بین‌المللی فیلم مستند آمستردام که یکی از معتبرترین جشنواره‌های فیلم مستند در جهان است و به کن سینمای مستند معروف است، به عنوان بهترین فیلم مستند بلند شناخته شد و ۲۰ هزار یورو جایزه‌ نقدی به آن تعلق گرفت.

«رادیوگرافی یک خانواده» از همین جشنواره در بخش «استفاده خلاقانه از تصاویر آرشیوی» جایزه‌ بهترین فیلم را از آن خود کرد و پنج هزار یورو جایزه نقدی آن نیز به خانم خسروانی اهدا شد. هرچند مستندسازان ایرانی در دوره‌های مختلف این جشنواره حضور داشتند اما این نخستین بار است که فیلمی از سینمای ایران برنده این جایزه مهم می‌شود.

عروه نیربیه، مدیر هنری جشنواره ایدفا، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی درباره «استفاده خلاقانه از تصاویر آرشیوی» به پلانی که مربوط به کلاس دکتر شریعتی‌ است، می‌گوید: «پلان طولانی در فیلم هست که بی‌نظیره. تصویر دهه هفتاد [میلادی] را نشون می‌ده؛ جایی مثل دانشگاه دوربین از پله‌ها بالا می‌ره، دانشجوها، مردها و زن‌های جوونی را می‌بینیم که راه را برای دوربین باز می‌کنند: مثل دریا که مقابل موسی باز می‌شه، دوربین وارد جایی می‌شه و دانشجوها به احترام کنار می‌رن. این حس رو به من می‌ده هرکس پشت این دوربینه باید شخص مهم و حتی مقدسی باشه. من تصویر نسلی از جوان‌های ایرانی را می‌بینم که انگار رو به رهبری جدید ایستادن و اینجاست که با این تصویر من هم همراه کارگردان، انقلابی را که در راهه می‌بینم. این شکل استفاده از آرشیو، اینکه تصاویر را وادار کنی چیزی بگن که در اصل مفهوم اولیه اون تصاویر نبوده، یک دستاورد جدی هنریه. کارگردان زبان خودش رو با این تصاویر می‌سازه.»

ادامه مطلب...

🖌 مصطفی عزیزی

Comments

Be the first to add a comment