«درگذشت آیتالله صانعی» من خوشاقبال بودهام. با برجستهترین ادبای همروزگارم محشور بودهام، با برخی از آنان کار کردهام، با بعضی مترجمان، نویسندگان، شاعران و هنرمندان مجالست و معاشرت داشتهام و سینهام صندوقچۀ اسرار و خاطرات اهل فرهنگ روزگارم است. اما با آقایان علما محشور نبودهام و از هیچیک از آنان خاطراتی ندارم. معلوم است چرا: یکی اینکه دختران غیرمذهبی نسل من نهتنها بهانه و دلیلی برای نزدیک شدن به فضاهای مذهبی نداشتند، تا بخواهید دلیل و بهانه برای فرار از این فضاها داشتند. من هم یکی از آن گریزپایان بودم، ولی حالا که خبر درگذشت آیتالله صانعی را شنیدم، خیال میکنم ایشان فرق داشت. حیف شد که ایشان را ندیدم و خدمتشان نرسیدم. نه فقط به این دلیل که یار جنبش ما بودند، بلکه همچنین به این دلیل که نام ایشان در زندگی من، و چهبسا تعدادی از همنسلان من، کلید گشایش بعضی درها بود. چه درهایی؟ درهای گزینشهای عقیدتی سیاسی! حالا عرض میکنم چهطور: در سالهایی که ما کنکور میدادیم یا برای وارد شدن به مشاغل دولتی تلاش میکردیم یا برای قبولی در ردههای بالاتر آموزش عالی مصاحبه داشتیم، مانند حالا باید از گزینش عقیدتی سیاسی میگذشتیم و مرجع تقلیدی میداشتیم. کسانی که مذهبی نبودند و از کسی تقلید نمیکردند از دیگران راهوچاه قبولی در گزینش را میپرسیدند و همه میگفتند: «بگو مرجع تقلیدم صانعی است! احکامش آسان است، گیر نمیافتی!» من هم هرجا برای گزینش و مصاحبه میرفتم میگفتم از آیتالله صانعی تقلید میکنم و میتوانستم، قبل از اینکه پرسش به حکم "عرق شتر نجاستخوار" بکشد، با جوابهای آسانتر به احکام قبول شوم. یکبار که در آزمون استخدامی کشوری با رتبۀ چهارم پذیرفته شده و به مصاحبۀ گزینش فرا خوانده شده بودم، خانم مصاحبهکننده از من خواست پیش چشم ایشان وضو بگیرم. من هم، با اعتمادبهنفس تمام، آستینها را بالا زدم و با لهجۀ غلیظ عربی گفتم: بسمی اللهی الرحمنی الرحیم... و آب فرضی را ریختم روی دستانم. کارم که تمام شد، خانم گفت: «شما موقع وضو صورتتان را نمیشویید؟» یخ کردم! یادم رفته بود صورتم را بشویم! برای اینکه خودم را از تکوتا نیندازم گفتم: «در حلالمسائل آقای صانعی آمده که اگر یادمان رفت هم قبول است.» خانم گفت: «منظورتان توضیحالمسائل آقای صانعی است؟» عجیب است که در آن آزمون پذیرفته شدم؛ هرچند آن شغل را بعد از چند ماه رها کردم. خدا آقای صانعی را بیامرزد، اقلاً خیرشان به غیرخودیها هم میرسید.