▪️هرم بازاریابی مدرن

▪️ست‌گادین ۱۵ آذر ۱۴۰۰



قله‌ی هرم در اکثر هرم‌ها، همه‌ی توجهات را به خودش جلب می‌کند. ولی این پایه‌ی هرم است که واقعاً اهمیت دارد. بازاریابی هم از این قاعده مستثنی نیست.

پایه‌ی هرم و مهمترین لایه، هدف(INTENTION) است.

به دنبال ایجاد چه تغییری هستید؟ آیا تیم شما شفافیت، میل به سنجش‌ و همچنین منابع لازم را دارد تا هدف را در اولویت قرار دهد؟

هدف با تفکرِ طراحی(design thinking) همراه است. این محصول برای کیست و به چه دردی می‌خورد؟ آیا اقلیت مخاطبان همیشگی را شناسایی کرده‌ و محصولی ساخته‌اید؟ آیا یک زیرساخت خدمات‌رسانی، طراحی و خلق کرده‌اید که به زیبایی برای همان مخاطبان کار کند؟

داستان شما به طرز پیچیده‌ای با هدف شما پیوند خورده است. اگر نمی‌دانید این محصول برای کیست و به چه دردی می‌خورد، داستان‌تان پخش نمی‌شود.

یک داستان تا زمانیکه داستان شماست، پخش نمی‌شود. وقتی پخش می‌شود که داستان دیگران شود.

حالا نوبت به حفظ مشتری(RETENTION) می‌رسد. چون مشتریان موجود، بسیار باارزش‌تر از مشتریان جدید هستند. اگر به طور مداوم در حال از دست‌دادن افرادی هستید که برای جذب‌شان به سختی تلاش کرده‌اید، برای جایگزین‌کردن‌شان، حتی مجبور خواهید شد که سخت‌تر تلاش کنید.

و بعد، نوبت به قابل‌توجه‌بودن(REMARKABILITY) می‌رسد. یعنی گفتگوهایی که در میان مردم و به عنوان نتیجه‌ی کار شما اتفاق می‌افتد. قدرتمند‌ترین نیرویی که اکثر سازمان‌ها تاکنون برای رشد روی آن حساب کرده‌اند، اثر شبکه(network effect) است، ولی مردم درباره‌ی کار شما حرفی نمی‌زنند، مگر اینکه باور کنند کار شما به برآورده‌شدن اهدافشان کمک می‌کند.

اگر خوش‌شانس و حواس‌جمع باشید، حفظ مشتری و قابل‌توجه‌بودن، امتیاز موافقت مشتری(PERMISSION) را به شما خواهند داد. یعنی امتیازِ فرستادنِ پیام‌های قابل‌پیش‌بینی، شخصی و مرتبط، به کسانی که خودشان می‌خواهند آن پیام‌ها را دریافت کنند. این یک دارایی ارزشمند برای آینده است چون ساختن و نگهداری تیم‌ها برای فرستادن هرزنامه به همه‌ی دنیا، کار خسته‌کننده‌ای است.

و فقط بعد از این مراحل است که می‌توان پرسید آیا شما توان تمرکز روی تاکتیک‌ها، کلمات و تصاویر را دارید یا نه؟ کدام روایت می‌تواند مردم مشتاق به ملحق‌شدن به این سفر را درگیر خودش کند؟ آن افراد در چه موقعیتی هستند؟ آنها به دنبال ایجاد چه نوع وابستگی می‌گردند؟

درنهایت به چیزهای کم‌اهمیت‌تری مثل ایجاد هیجان(hype) در مردم برای محصول‌تان، شلوغ‌کاری(hustle) و بقیه‌ی چیزها می‌رسیم. اگر می‌توانید، این‌ها را بی‌خیال شوید. چون علیرغم این واقعیت که چنین کارهایی می‌توانند توجه کارشناسانی را که هیچ موفقیت قابل توجهی کسب نکرده‌اند، بسیار جلب کنند، ولی از نظر حجم، اولویت و تأثیرگذاری، ایجاد این سروصداها تقریباً بی‌ارزش است.



.

Comments

Be the first to add a comment