- چرا ویروس سرخ‌وسیاه ملت‌ها را مبتلا می‌کند؟!


زهران ممدانی(شهردار جدید نیویورک) بیشتر از هر کسی مرا یاد صادق قطب‌زاده و ابراهیم یزدی می‌اندازد؛ همان‌قدر متوهم، بچه‌زرنگ، طلبکار، فریبکار، همان‌قدر ناشی و مدعی. جلوس او بر صندلی مهم‌ترین شهرداری جهان در ناف امریکا نشان داد که هیچ‌گاه نباید خطر ترکیب مهیب «پترودلار+سرخ‌وسیاه» را دست‌کم گرفت.

این خطر چیزی شبیه آنفلوآنزاست: واکسن قطعی ندارد. می‌تواند خودش را با گونه‌های زندهٔ آنفلوآنزا منطبق کند و حمله را از سر بگیرد. هروقت ممکن است برگردد. مرز نمی‌شناسد. میزان تخریب و کشندگی‌‌اش بستگی به مقاومت بدن یک ملت با همهٔ نهادها و نمادها و هویت و افق‌هایش دارد. در مواردی کُشنده است (مثل ایران در ۵۷)، در مواردی مرگبار است اما کُشنده نیست یا دست‌کم کشنده به نظر نمی‌رسد (مثل نیویورک).

آیا شیوع دوباره‌اش بالاخره باعث می‌شود این توهم از بین برود که «ویروس سرخ‌وسیاه» در قرن ۲۱ جایی ندارد؟ بعید می‌دانم. شاید جامعه هم عادت دارد تا لحظهٔ آخر بگوید «سرما نخورده‌ام، فقط سردیم شده، دم‌نوش می‌خورم و خوب خواهم شد.»

وردی که حاملان این ویروس بهتر از هرکسی در یک قرن اخیر خوانده‌اند ممکن است هر شنونده‌ای را مبتلا کند: «آب را مجانی می‌کنیم، برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم... مالیات را بالا می‌بریم و مسکن برایتان می‌سازیم...» رؤیای مجانی‌شدن امکانات و سایهٔ یک سرپرست ازلی-ابدی هر جنبنده‌ای را وسوسه می‌کند که وا بدهد. این ویروس از این خوش‌خیالیِ هزار بار به کابوس نشسته، از این فراموشکاری ادواری، نهایت استفاده را می‌برد تا دروازه‌های بدن جامعه را درهم بشکند و داخل شود.

برخی دانای‌کل‌های همیشگی، حرص‌وجوش و عصبانیت بسیاری از ایرانی‌ها از ظهور چنین حاملی در نیویورک را مسخره می‌کنند. این‌ها یا درک نمی‌کنند یا خودشان را به آن راه می‌زنند که این جامعهٔ فاجعه‌چشیده حق دارد نسبت به هرچه سرخ‌وسیاه در جهان می‌بیند حساس باشد، خصوصاً در افقی که زمانی پیش چشم داشت: نیویورک. این مدرسان خودخوانده ابایی از این ندارند که چنین ویروسی در «آزمایشگاه ایران» مجدداً و با جهش‌ها و چهره‌های تازه آزمایش شود. هیچ‌گاه هزینه‌اش گردن این‌ها نبوده، سهل است که ابزار کسب‌وکار و تجارتشان هم بوده.

زمانی پرواز مستقیم تهران-نیویورک نوید آینده‌ای را به این ملت می‌داد که افق‌هایش در نیویورک ترسیم شده بود. آن پرواز و آن افق با همراهی امثال همین‌ها به خاطره‌ها پیوست و این ویروس با همراهی امثال این‌ها بر باند فرودگاه این کشور نشست. از پاریس به تهران. این‌بار لازم است آن پرواز و آن افق در دورانی نو دوباره برقرار شود: تهران-نیویورک.

آزاد عندلیبیü
نویسنده و مترجم
#اتحاد_ملی_ایران 🤝
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇
@OmidIranAzad

1 comment

تواگرمیخوای نزارم هیچ کسی توروببینه
انگلیس وآمریکا.
من کاری به ترامپ ندارم.چونکه سیاستمدارنیست.فقط تاجره
وآن سیاستمدارانی که انگلیسی آمریکایی هستند.ازسال ۵۷تابه امروززاضی هستند
ازشهردارلندن بگیرتاطالبان.وملاها.وکشورهای ثروتمندمنطقه..خب بالاخره آنهمه نفع میبرند.حالا.یک سمت شهرداری هم میدن حتی حقوق طالبان را.سازمان سیا.میپردازد