دهان خونی
به گلوله گفتم برگردد
فریادش را
و یادش را در پوکه جا بگذارد
و بگذارد قلب من برای عشق
و برای آ
زا
دی...
دهانم اما از خون پر بود
و قلبم
در جیب کوچکم
تکان تکان میخورد
گلوله
یاد مرا
روی آسفالت لخته کرده بود.
«بکتاش آبتین»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing