در باب کرونا و دولت

چند روز پیش فیلمی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد که ماموران دولتی چین با همان پوشش سفید رنگ حفاظت و ماسک که این روزها زیاد دیده می‌شود در حال بیرون کشیدن اعضای یک خانواده مشکوک به کرونا هستند. از آنجا که به زبان خوش به قرنطینه نرفته‌اند، دولتی‌ها مجبور به اعمال زور شده‌اند. فیلم‌هایی منتشر می‌شد که به احتمال زیاد در ووهان مشغول جوش دادن درب فلزی یک خانه بودند؛ در حالی‌که ساکنان در آن حبس شده بودند. یحتمل می‌خواستند محکم کاری کنند که ساکنان خانه از قرنطینه اجباری بیرون نیایند. علی‌الاصول قرنطینه جایی است برای بهبود سریع‌تر خود فرد که مراقبت‌های پزشکی بیشتری هم در دسترس او قرار می‌گیرد، سوال این بود پس چرا اینها در برابر انتقال به قرنطینه مقاومت می‌کنند؟

پاسخ دشوار نیست: خیلی‌ها به دولت فخیمه و آن حزب حاکم اعتماد ندارند که جانشان را دست آن بدهند. حق هم دارند تجربه نشان داده است که فرد و حقوق وی در مقابل آرمان‌های ملت بزرگ چین و حزب خیلی جایی ندارد. زمانی در دوران جنگ سرد و با بالا گرفتن اختلاف با آمریکا مائو گفته بود در جنگی هسته‌ای چینی‌ها ترسی از میلیون‌ها نفر (صدها میلیون؟) کشته دادن ندارند، بعدها هم که در ماجراجویی‌هایی نظیر پرش بلند رو به جلو نشان دادند که تخیل و توهم از جان آدم‌ها برایشان مهم‌تر است.

کرونا به چین محدود نماند و شوربختانه پای‌اش به ایران هم باز شد، خیلی‌ها دولتی‌ها را به بی تدبیری در قضیه متهم کرده‌اند، گفته می‌شود اهالی دولت به موقع برای جلوگیری از ورود موارد مشکوک به این بیماری خطرناک اقدام نکرده و به دلایل سیاسی نرمش به خرج داده‌اند، حتی کمک انسان دوستانه به چینی‌ها و ارسال ماسک برای آسیب دیدگان هم مضمون بحث شد. اهل بخیه هم بیکار ننشسته بودند و خبرهایی غریب در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخید، در یک مورد بامزه ادعا شده بود که حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر! در ایران مبتلا به کرونا هستند، انگار داریم از مرگ سیاه قرن چهاردهم اروپا صحبت می‌کنیم!

گفته می‌شد کسانی از این هیاهو و تعطیلی پیامد آن کمال استفاده را کرده‌اند و رهسپار سواحل شمالی کشور شده‌اند؛ چیزی که درمورد گستردگی و شدت آن تردید جدی بود. نمایش‌های دولتی مثل کشف فلان انبار که محتکر از خدا بی خبر اجناس مورد نیاز مردم را احتکار و خون مردم را در شیشه کرده است، پخش می‌شد که البته حرف و حدیث در مورد آن زیاد بود؛ از جمله قضیه به اصطلاح احتکار یک شرکت معظم فروش اینترنتی که گفته می‌شد چند میلیون ماسک را انبار کرده است تا به قیمت طلا به مردم بفروشد، ولی مشخص شد تعداد در حد چند ده هزار است و البته همه اجناسی بوده‌اند که قرار بود برای مشتریان خُرد واقعی (نه عمده فروشان) که سفارش داده بودند ارسال شوند!

متاسفانه انگار چیزی به نام روابط عمومی در آن دم و دستگاه عریض و طویل دولت تعریف نشده است. ناگفته پیداست که خیلی‌ها زحمت می‌کشند و عرق می‌ریزند که درد مردم بیشتر نشود، ولی در اطلاع‌رسانی و اقناع شهروندان به شدت بد عمل می‌شود. در بحران با توجه به افزایش شایعات، علی‌الاصول باید سعی شود یک (و فقط یک) مرجع و کانال رسمی اطلاع‌رسانی وجود داشته باشد و همه گفت‌وگوها با مردم از طریق آن انجام گیرد. اما وقتی از هر جا یک صدا در می‌آید، هر کس با میل خودش چیزی می‌گوید و مکرر خبر ابتلای مقامات از کانال‌های رسمی و غیررسمی پخش می‌شود، باید به مردم حق داد در صحت حرف‌ها تردید کنند. متاسفانه پیشینه بد گذشته هم، بر بدبینی‌ها افزوده است.

چین با آن همه منابع مادی در دسترس معلوم نیست کی از پس کرونا برخواهد آمد و هزینه‌هایی که تا همین امروز متحمل شده حیرت‌آور است، بدیهی است که انتظار داشته باشیم کشوری مثل ایران درگیر هزار مشکل تحریم و کسری بودجه و مصائب دیگر در مبارزه با آن کار سخت‌تری در پیش داشته باشد؛ اما یک چیز روشن است که پیش نیاز مهار اپیدمی اعتماد آدم‌هاست. دولتی‌ها به جای «همیشه» حرف زدن برای آرام کردن شهروندان بهتر است «کم» ولی «گزیده» حرف بزنند و به ویژه تعداد حرف زنندگان بسیار کاهش پیدا کند. دولت‌ها اگر خیلی هم توانمند باشند، از پس کار برنمی‌آیند، اینجا هم بیش از دولت باید به خود مردم اعتماد کرد و متاسفانه مداخله نابجای دولت اینجا هم مثل اقتصاد کار را بدتر می‌کند. والله اعلم.

http://bit.ly/38fDPNv

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

Comments

Be the first to add a comment