کسی انقلابیون ۵۷ را مجبور نکرده بود که آن حرفها را بزنند.
نه شریعتی، نه بازرگان، نه روحانیون، نه مجاهدین خلق، نه چریکهای فدایی خلق.
همه آنها از روی اختیار آنها را گفتند.
شاملو موظف نبود که در مورد فردوسی اظهار نظر کند. اما کرد.
مساله ماقبل خوب و بد است آن گزارهها غلط بودند.
جمعیتی که به زورِ کتک هم یک کتاب نمیخواندند و پژوهش را نمیشناختند شروع به دُرفشانی کردند.
آنها که خصم مدرنیته بودند و افسونزده بدون کوچکترین ارتباطی به دوران روشنگری خود را روشنفکر خواندند.
برای پیروانشان که عمدتا از مدرنیته خشمگین و غمزده بودند همینها عالی بودند.
تصورشان از آزادی ماقبل مدرن بود.
مدام از "آزادی حقیقی" صحبت میکردند.
پسوند حقیقی یعنی همین سرکوب و بگیر و ببند.
عمده حرفهایشان خیلی فرقی با همین کارگزاران کابینه رئیسی ندارد:
اجبارِ حجاب آزادی حقیقی است.
برای محافظت است.
در عوض امپریالیسم بیرون میرود .
وقتی همه چیز را تصاحب کردند روی منبع رانت نشستند.
جدا از پول نفت که آن را ارث پدری خود میدانستند به خود شان نویسندگی و استادی هدیه کردند.
دیگران را تصفیه کردند تا تنها خود باشند.
اما چون حکومت قانون نمیدانستند به جان یکدیگر نیز افتادند.
با یکدیگر هم خشنترین رفتار را کردند.
سرکوبی که از آن مینالیدند یک درصد از اعدام و تروری نشد که به خودشان روا داشتند.
همدیگر را هتک حرمت کردند، اعتقادات و دنیای مردم را به یغما بردند.
چون اداره کشور نمیدانستند و فرق دولت را با بقالی نمیفهمیدند شکستهای پیدرپی خوردند.
از پی این شکستها مدام یکدیگر را متهم کردند و جهان را.
جهان نمیخواست این یگانههای فرود آمده بر این سرزمین الگوی خود را ارائه دهند.
الگوهایی که همیشه اولین در جهان بود.
خیال میکردند هر حرف نویی مترقی است.
حالا که بساط ترقی ادامه دارد مدام ترقی کنیم !
وقتی همهچیز از بین رفت و همه چیز بیاعتبار شد وقتی نه دانشگاه اعتباری داشت و نه هیچ نهاد دیگری، وقتی کشور در انبوه ورشکستگیهای امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرو رفت ،
احساس کردند که باید طلبکارتر باشند.
وقتی میتوانند آن همه چرند بیمعنی تولید کنند چرا نباشند؟!
اکنون پایان این نمایش کمدی_تراژدی است.
با داد و هوار میگویند چرا میخواهید ماشینی که به سمت دره میرود نرود؟!
چرا نابودی بد است؟!
بگذارید ایران را نابود کنیم.
ایران فاشیستی است.
هنوز همانند:
مرگدوست و شیفته نابودی.
تنها صمد به مدرسه رفته است و لباس پوشیده.
معروف است هیتلر در روزهای آخر با تکیه بر اصول ناسیونال سوسیالیسم خود، ملت آلمان را بعلت شکست در جنگ براساس قواعد تکامل اجتماعی،ضعیف و مستحق نابودی میدانست.
دوستان هم معتقدند «اگر به قله نرسیدیم بعلت سیر منطقی تاریخ (دیالکتیکی یا مهدوی) بوده و روزی دیگر با ملتی شایستهتر شاید!»
@PN_KFP