‍ «دشمن»

بي خبر بودم كه ديرگاهيست
در تعقيبِ من است.

هنگامي كه به آهنگ چيدن گلي نوشكفته
فرود آمدم

از حضورش آگاهي يافتم
در چند گاميِ من ايستاده بود
و چون ريگزارانِ داغ و سوزاننده بود
راه خود گرفتم.

اما چندان كه آفتاب
زوال گرفت
سايه اش بر خاك دراز شد
و به قصد آن كه راه را به من بنمايد
از من گذشت.

«ژاك شاردن»
برگردان : احمد شاملو

@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment