حجاب از دیرباز در میان جامعهی مسلمانی، بهانهای بوده، تا به زنانی که «موی» خود را نمیپوشاندند، اتهام بیعفتی زده شود. بعد از انقلاب اسلامی ایران توسط یک فقیه، این موضوع با شدت بیشتری ادامه پیدا کرد، به گونهای که سازمانهای فرهنگی و انقلابی در این زمینه ورود پیدا کردند و در نتیجه، حجاب زنان اجباری شد و برای کسانی که از قانون حجاب تخطی میکنند مجازات تعزیری در نظر گرفتند. اما به باور من، پوشاندن موی توسط زنان «واجب شرعی» نبوده و بر خلاف نظر احمد قابل «مستحب» هم نیست. برای اثبات این ادعا، بارها قلم زدهام و نیز مشغول نگارش کتاب مستقلی نیز هستم. اگر ما مهمترین وجه بیحجابی زنان را در «موافشانی» آنان بدانیم، که همین هم هست؛ در این یادداشت بنا دارم جدای از آن همه استدلال درون دینی – فرادینی، یک دلیل «درون دینیِ سنتی» را ارائه کنم.