۷۰) يك هزار حيوان متوسط جثّه (مثل گوسفند) بكشد و تكه‌‏هاى آن را با پرهيزگارى نذر براى آتش ببرد، بازوها را نذر براى آب مقدس ببرد.
۷۱) يك هزار دسته هيزم پاك درست بازديد شده از چوب سخت با پرهيزگارى خوب براى آتش (نذر) بياورد....
۷۲) يك هزار بَرسَم6 دسته بندد ... و براى آب‏ مقدس ... ببرد.
۷۳) يك هزار مار برشكم‌‏رونده را بكشد... دو هزار مار ديگر ... يك هزار وزغ نفس‏‌كش (زندگى‌‏كننده در خشكى) ... دو هزار وزغ آبى ... يك هزار دانه مور دانه‌‌‏كش را و دو هزار مور ديگر را بكشد.
۷۴) سى شاه تير چوبى (به‏‌طور پل) روى آب جارى (براى عبور مردم) بگذارد و يك هزار ضرب با سيخ اسب‏رانى و يك هزار ضرب با آلت فرمانبرى (يعنى تازيانه) به او زده شود.

1 منع آب از زنى كه بچه مرده زاييده براى آن است كه آب مقدس است و آن زن نجس است چون‏كه به ‏مردن بچه در رحم، دِوَ [ديو] در رحم او داخل شده بچه و او هر دو را نجس كرده، ريختن شاش گاو يا خاكستر در رحم او براى همين است كه دِوَ از آنجا بيرون آيد و بعد كه زن خودش با شاش گاو تن مى‌‏شويد دِوَ از او فرار مى‌‏كند. [مترجم‏ .[

2ديوپرستان.

3 در زردشتيان دعاهايى كه ملا براى مردم مى‏‌خواند اغلب مفصل است و قِسم آفرينگان آن داراى ميوه و شيرينى و شراب و جز آنها هم هست. مقصود از استثناى آفرينگان اين است كه بايد براى پزشك تنها دعا را بخواند. آفرينگان كه باعث خرج ملا مى‌‏شود لازم نيست [مترجم‏].

4اسب.

5 لفظ پوايريم را كه به ‏معنى اول است من صفت زن قرار دادم. ممكن است صفت رئيس خانه باشد چنانچه بعضى از مترجمين گجراتى قرار داده‏اند. اما رئيسِ اول خانه معنى درستى نخواهد داد مگر اينكه فرض كنيم در ايران قديم هم مثل هندوستان چند خانواده با هم مى‌‏زيستند و هر يك رئيسى داشته و براى كل هم يك رئيس بوده و همان رئيس اول بوده. در ترجمه پهلوى لفظ فرتوم آمده كه به ‏معنى اول است و مى‌‏شود صفتِ زن يا رئيس ِ خانه باشد[مترجم]. ‏

6 شاخۀ درخت انار.



شمارۀ چهارم، فروردين ۷۸

Comments

Be the first to add a comment