در آستانهی ماه روزه (مرور منظرهای رایج و چهارگانه، و برجستهسازی مواجههی پنجم با رمضان)
اردشیر منصوری ۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهار مواجههی آشنا با ماه رمضان به گمانم به قرار زیراند:
۱- رویکرد سنتی؛ روزهداری یک ماهه همچون یک فریضهی دینی که ترکش عقوبت دارد و پاسداشتش ثواب الهی. پایبندی شدید شکلی به امساک با چاشنی مقادیری دعا و مناسک (قرآنبهسر شب قدر و ...)!
۲- رویکرد انکار؛ سکوت کامل در برابر رمضان و روزه و وانهادن آن به سلیقهی شخصی افراد، بیالتفاتی در عین احترامی حداقلی به کسانی که لابد با این مناسک و رسوبات سنت آرامشی کسب میکنند، آماده شدن برای گذران یک ماه دشوار با مراعات ظواهر سختگیرانه در جامعه و حکومتی ایدئولوژیک، و صبر تا به سر آید.
۳- رمضانستیزی؛ تلاش برای اثبات آن که روزهداری چه ضررها دارد از منظر پزشکی، و چه جنابتی است علیه بشریت با صدور دستور محرومیت از حتی نوشیدن لیوانی آب در روزهای بلند تا ۱۵-۱۶ ساعت، آن هم سی روز!
۴- تن دادن خواهی-نخواهی به رمضان اما با نگاه تجدیدنظر طلبانه؛ اینان نه ترک دین توانند کرد و نه همچون سنتیاندیشان به پاسخهای دیروز به پرسشهای انسان امروز قانعاند. صاحبان این نگاهاند که این روزها فتاوای آقایان سیستانی و صانعی را دست به دست میکنند. گویی شاداند که میتوان از زیر بار یک واجب فقهی دشوار تن رها کرد، اما البته با تکیه بر فهم فقیهانهی دیگر. اینان گاه در پی آنند تا اثبات کنند در قرآن شمار روزهای واحب برای صیام مثلاً سه روز بوده و نه سی، این دیدگاه چهارمیها از سختی دین فقاهتی بهرنجاند، اما توان خروج از فقهاندیشی را نیز ندارند و با جابهجایی از یک فتوی به فتوایی دیگر در پی خلاصی از دشواری این عبادت ناآسان، بهویژه برای انسان مصرفزده و لذتجو و سیریناپذیر دنیای کنونیاند. هم میخواهند از دین خارج نشوند و هم برای دینداری بهای زیاد نپردازند. طفلکی این نگاه چهارمیها باید در دو جبهه با صاحبان رویکرد (۱) و (۳) مبارزه کنند و انرژی صرف رفع تسخر زدن آن دو گروه به خود بنمایند.
اما نگاه دیگری که مایلم در کنار چهار نگاه مألوف معرفی کنم:
۵-روزهداری همچون تمرینی داوطلبانه و به قدر وسع؛ با اعتماد اجمالی فهم رایج از متن و سنت نبوی و در مشابهت با برخی دیگر ادیان، به مثابهی تمرینی قابل بهرهگیری. ▫️اولاً انسان سالم و معمولی، همچون پستانداری بزرگجثه، قاعدتاً به لحاظ فیزیولوژیک چندان توان دارد که ۱۵-۱۶ ساعت نخوردن و نیاشامیدن زیستش را مختل نکند، البته لذتخواهی فزونطلبانهاش را نه!روزههم میتواند به تعالی معنوی کمک کند، البته با فهمی موسع از متن دین و بدون تأکید بر سختگیری سنتی-فقهی (که ترک روزه را گناه میانگارد).
▫️ثانیاً میتوان تا اطلاع ثانوی به فهم رایج یک ماهه اعتمادی نسبی کرد؛ اگر توانش بود افق زمانی تا سی روز تواند بود (که در متن آمده “شهر رمضان”)، و اگر توانش نبود به مقدار طاقت شخص (که در متن آمده “ایاماً معدودات”). باری دست شستن از خورد و نوش و برخ دیگر لذات در طول روز، و اهتمامی بیشتر به اذکار معنوی، احتمالاً هم زمینهساز تجدید نوعی معنای زندگی و تحکیم ملکات اخلاقی برای شخص تواند بود، و هم بسترساز کسب لذت مضاعف جسمی، به قاعدهی عقلایی-اپیکوری، (لذت پس از توقف موقتی لذت، به مصداق الفرج بعد الشدت)!
🔹اگر این نگاه پنجم واجد اعتنا باشد، حیفا و حسرتا که روزه و رمضان از سویی به مظهر خشونت دینداران علیه روزهناداران بدل شده (با سختگیری نابخردانهی حکومتی برای مجازات “روزهخواران”) و از سوی دیگر بدل شده است به محل بروز خصومت دینستیزانه علیه روزهداران!