‌
شِکوه‌های ابوریحان بیرونی از مردم روزگارش

چون در كار مردم اين روزگار می‌‌نگرم می‌بينم كه همگان در همه‌جا سيمای نادانی به خود گرفته‌اند و با اصحاب فضل دشمنی می‌ورزند و هركس را كه به زيورِ دانش آراسته است، می‌آزارند و گونه‌گونه ستم و بيداد دربارهٔ او می‌‌كنند.
با آن‌كه امّت بر گمراهی يك‌سخن نمی‌‌شود، چنان است كه گويی همگان بر نيك شمردن ناپسندترين خوی‌ها و زيان‌مندترين آنها كه آزمندی نه بر راهِ درست آن است، گِرد هم آمده‌اند. در ميان ايشان نمی‌بينی جز دستی كه دراز است و از پستی خودداری نمی‌ورزد و به آزرم و بزرگ‌منشی بازنمی‌گردد. در اين‌باره بر مَرْكَبِ هم‌چشمی سوارند و از هر فرصتی برای بيش‌تر نمودن اين آزمندی بهره می‌گيرند و كار به جايی كشيده است كه يك‌باره دانش‌ها را ترك گفته‌اند و به خدمت‌گزاران دانش بيزاری می‌نمايند. كسانی از ايشان كه در اين راه زياده‌روی پيشی كرده‌اند، دانش را به گمراهی نسبت می‌دهند تا همانندان نادان خود را به آن دشمن سازند و به آن رنگ بددينی می‌زنند تا در كوفتنِ دارندگانِ دانش را بر خود بگشايند و بدين‌گونه، با برافتادن ايشان، چگونگی احوال خودشان پوشيده بماند.

تحديد نِهايات الأماكِن لِتَصحيح مسافات المساكن، ترجمهٔ احمد آرام، ج ۲، ص ۱-۲
‌
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment