خلاصهای از مذاکرات :
🔹 خبرنگار MI6 که ظاهرا دست بازتری نسبت به بقیه دارد گفت فقط چهار نفر در جلسه شرکت کردند بقیه هرچند در دقایق ابتدایی، کاملا ساکت و متوجه گفتارها شده بودند اما این ظاهر امر بود چرا که اغلب آنان، هیچ آشنایی با زبان انگلیسی نداشته و بهنگام گشت و گذار در بازار نیز مترجمانی از سفارت ایران، کاروان سیاحتی زیارتی ایرانیان را همراهی میکردند و فیش فاکتورهای صادره از فروشگاههای معتبر و برندهای معروف وین را امضا و سپس تحویل میگرفتند تا بزودی، از محل دارایی ملی و خزانه سفارت ایرانیان پرداخت گردد، اما جالبتر آنکه این دسته بسیار عجله داشتند و ابداً حتی منتظر نتیجه مذاکرات نشدند به محض اینکه رسیدند ، گردش و سیاحت را شروع کردن و مستندها نیز نشون می داد که در سطح شهر وین با اتومبیل های تشریفات گردش میکنند، و گاهاً برای ماموران امنیتی وین که با تعجب به آنان نگاه میکردند لبخند زده و دستی تکان میدادند ماموران نیز از اینهمه احساساتی شدن بی دلیل این هیات، هاج و واج مانده بودند.
🔹 جالب این بود که اون چهار نفر شرکت کننده هم هر چیزی که در جلسه گفتند و شنیدید را به طرفهای غربی جواب دادند که ناچاراً باید با تهران هماهنگ بشویم.
🔹 از اینرو ، سر آخر نماینده آلمان که بشدت متعجب و تا حدی بر افروخته شده ، کثرت جمعیت و بیخاصیتی آنان در نداشتن هیچگونه اجازه و اختیاری، بدون تعارفات دیپلماتیک، آنهم از پشت تریبون به آنان میگوید
«اوکی، خیلی خوب، بیایید فکر کنیم چنانچه از شیوه کنفرانس مجازی استفاده می کردید، هم هزینه و وقت خود را، هم وقت ماها را تلف نمیکردید و الان هم در تهران بودید دقیقا بغل دست اونی که باید ازش سوال کنید و بهتر و مفیدتر جواب می دادید. این نماینده آلمان هنگام خروج از سالن در جواب سئوال خبرنگار لوموند، بدون پاسخ به سئوال ایشان گفت: « ببینید ما به یک سیرک مضحک و خنده دار، با دهن کجی خفتآور یک تیم پر تعداد به منافع ملی مردم خودشان شرکت کرده بودیم چیزی جز تاسف ندارم بگویم ... مقام مسئولی هم بین آنان ندیدم که بپرسم پس چرا آمده اند، ارسال دو برگ متن از تهران و جواب رد ما و سپس مشاوره آنها با عقل کل حکومتشان اینهمه دردسر آیا نیاز داشت»؟
✍ ۴۰ نفر رفتن وین دو تا سند تحویل دادن اونا هم گفتن مورد قبول نیست . خوب همون دو تا سند رو براشون ایمیل میکردید اونا هم میگفتن نه . دیگه نیازی به لشکرکشی برای مذاکره نبود.
@PN_KFP