هنگامی که صومعهها در بین ملت و قومی زیاد شد در حکمِ موانعی است که جلوی فعالیت و کار را میگیرد. اینها موسساتی است که با تراکم عدهای بیکار در خود روح کار را میکُشد، این به معنی مراکز رکود و تنبلی است. در بین چنین قومی باید مراکز کار و فعالیت ایجاد کرد. اجتماع صومعهها در مقابل اجتماعات بشری مانند زگیل آزار دهندهای در بدن انسان و یا چون ذبق مزاحمی برای درخت بلوط است. همانگونه که این دو مانع رشد انسان و درخت هستند؛ اجتماع صومعه ها و رهبانان از رشد اجتماعی جلوگیری می کند.
هر قدر که این اجتماع یعنی رهبانیت ترقی کند، اجتماع بشری بدبختتر شده و راه بیشتری به طرف سقوط و انحطاط طی میکند. رژیم و نحوهی حکومت رهبانی که در آغاز تمدن اجتماعی برای تخفیف و تقلیل خشونتهای روحانیون مفید بود دیگر برای استعداد، ترقی و رشد ملتها نه تنها مفید نیست بلکه مضر هم میباشد. به علاوه هنگامی که این نحوه حکومت به دورهی رخوت و سستی خود میرسد و بی نظمی در آن حکمفرما میگردد، از هر جهت مضر میگردد و همانطور که مشهود میگردد، همان دلایل و عللی که آن را در عهد بلوغ و قدرتش مفید و سلامت بخش کرده بودند، در فاسد کردن آن نیز شرکت داشتند.
جادوها و خرافات و تقدس جاهلانه داشتن، زهد فروشی و ریا و تزویر،اظهار نظر بدون بررسی و قضاوت بدون تعمق برای زندگی مضرند. باید با آنها جنگید.
کسی که صومعه میگوید منظورش باتلاق است. دیگر همه میدانند که رهبانیت چون باتلاق گندیده و فاسد و ناسالم و تب آور و ناراحت کننده است. ما نمیتوانیم از مرتاض و رهبانان بودایی و تارک دنیاها و جادوگران کشورها سخن بگوییم و وحشت نکنیم. آنها چون مورچههای سم داری به جان ملت ها افتادهاند.
✍ویکتورهوگو
📚بینوایان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing