هر آن‌گه که گویی که دانا شدم
به هر دانشی‌بر توانا شدم

چنان دان که نادان‌تری آن زمان
مشو بر تنِ خویش‌بر بدگُمان

ز باد آمده باز گَردد به دَم
یکی داد خوانَدْش و دیگر ستَم

کنون بودنی بود و بر ما گذشت
خنُک آن‌که گِردِ گذشته نگشت

📕شاهنامه
🖌حکیم فردوسی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment