This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین جنتی، شاعر معاصر که بنده هم گاهی از اشعارش در همین کانال وام گرفته‌ام، برای سرودن شعر «چنین گفت مومیایی» از زبان رضاشاه، به شش ماه حبس محکوم شده است.

خامنه‌ای هنوز با وقاحت منحصر به فرد خودش می‌گوید که جوانان ایرانی دیکتاتوری ندیده‌اند.

بخشی از شعرِ «چنین گفت مومیایی» را بخوانید:

ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟
از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟!
‌
ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور!
حالی در این فضای معطر چگو‌نه‌ای!
‌
ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت!
امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟!
‌
از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را،
بر تخته‌پاره مانده شناور چگونه‌ای؟!
‌
ای گاوِ چاقِ خویش به دَر بُرده از مسیل!
با هفت گاوِ گُشنه‌ی لاغر چگونه‌ای؟!
‌
ای از قفس پریده به شوقِ رهاشدن!
در باغ با شکستگیِ پر چگونه‌ای؟!
‌
هان ای زنِ گُریخته از شویِ بدسرشت!
افتاده زیرِ یوغِ دو شوهر چگونه‌ای؟!
‌
ای کُلفَتِ رهاشده از خانِ خانگی!
همسایه را کنون شده نوکر چگونه‌ای؟!
‌
از "باختر" رها شده اندر خیالِ خویش،
افتاده گیرِ قُلدُرِ خاور چگونه‌ای؟!

بر ما گذشت نیک و بد روزگار و رفت
تا بینمت که در صف محشر چگونه‌ای؟!
___
@ajibzad

1 comment

ای خدا، کاری بکن تا خر شوم
از خرم گر می شود، خرتر شوم

دشمنِ من، این سوادِ مُختَصَر
بیسوادم کن، که پیغمبر شوم

آن وقاحت را، که بر صوفی رواست
بر مَنَش دهَ تا که بر منبر شوم

از سِفاهت بینهایت، عرضه کن
تا برین نابِخردان، رهبر شوم

جای دل، در سینه سنگی بایدم
تا که در قبِ هُنَر خنجر شوم

برقُِ شمشیری، عطا کن تا از آن
صاحبِ دنیا و، سیم و زر شوم

هر که را با من ندارد، الفتی
سر بِبُّرَم، بر زنش شوهر شوم

قالبِ من را تهی کن، از حیا
تا که بر نوباوگان، همسر شوم

لعبتی دارد پسر، چون یاسِ تر
با همو ای کاش، همبَستَر شوم

سلطنت خواهم، ازینجا تا ابد
ای خوشا، پیغمبرِ آخر شوم