بخش دوم بحث در مورد توهم زمان
اينكه ما تغييرات خود و دنياى اطرافمان را معيارى براى گذر زمان در نظر بگيريم يك نگرش سطحى در مورد زمان است و مشكل اصلى بسيارى از افراد كه باور به گذر زمان دارند نيز از همين جا شروع مى شود. در آخر بحث مكس تگمارك يك مثال قشنگ براى روشن كردن اين كژفهمى مى آورد. دو حالت در كيهان وجود دارد كه كاملا يكنواخت به نظر مى رسند حالت اول قبل از بيگ بنگ است كه كيهان بسيار چگال بوده و از نظر نسبيت عام اين نقطه تكينگى فضا-زمان است، يعنى فضا و زمان قبل از آن وجود خارجى نداشتند و حالت بعدى جايى است كه جهان كاملا منبسط شده و هيچ اثرى از برهمكنش اتم ها نيست و فضا مثل يك سوپ از فوتون ها و نوترينو هاى سرگردان خواهد شد كه اصطلاحا به آن انجماد بزرگ مى گويند.در چنين شرايطى كه هيچ چيزى تغيير نمى كند واقعا زمان چه معنايى دارد؟!
🆔@science_fun