تهران هرگز قرار نبود اینقدر جمعیت داشته باشد.
این شهر محدوده قانونی محکمی داشت.
خارج از این محدوده هر نوع ساخت و سازی ممنوع بود.
مرحوم گلزار سازنده شهرک اکباتان در خاطراتش اذعان میکند برای زمین گرفتن برای تاسیس شهرک خارج از محدوده، تا دفتر نخستوزیری هم رفت و موفق نشد حتی یک متر بدست بیاورد.
هویدا وقتی اصرار او را دید و طرح توجیهیاش را پسندید، تنها راهچاره را در دستور مستقیم شاه دانست.
چه آنکه هویدا هم خود را در جایگاهی نمیدید که قانون را نقض کند.
پیداست که گلزار موفق شد، اما با کوشش و مرارت بسیار.
سبب این بود که از سالها قبلتر بارگذاری جمعیتی بیش از(اگر درست به یاد بیاورم)۵ میلیون نفر در تهران امری غلط و زیانبار تشخیص داده بودند.
اما امروز را ببینید، پایتخت کشوری که باید به صورت طبیعی و بدیهی در مسیر توسعه باشد دچار کمبود و بحران در تامین نیازهای اولیه انسانی است!
با خودمان چه کردیم ما ملت ایران؟!
چه کسی ما را به این خودکشی جمعی رهنمون کرد؟
و چرا؟!
پ.ن: مقرر بود صنایع و بخشهای مولد اقتصادی در کنار بیش از ۵۴۰۰ کیلومتر سواحل کشور و به طور کلی مرزها هدایت شوند.
دوبی همان بندرعباس است.
دوحه، بوشهر است.
و الماس خوشتراش چابهار که در منطقه مابهازا ندارد، اما میشد انتظار داشت که شانگهای خاورمیانه باشد
🔗 وحید باسره@flith