بازنگری، خونسردی : قائد
۲۶ مرداد ۹۰
*
"زِهی تصور باطل زِهی خیال محال" که بتوان حافظان شریعت را واداشت به اجرای حرفی که پیشتر ‌زده‌اند متعهد بمانند. این طایفه عادتاً می‌سنجد که مصلحت وقت اقتضا می‌کند چه بگوید و با صرفه‌تر است چه بکند؛ آن گاه جملاتی مقدس در تأیید تصمیم خویش می‌یابد...

...تصور کنیم امروز یا در آینده کسانی در ایران بگویند باید ترتیبی داد ساعت ٦ صبح در سراسر مملکت همزمان نان و پنیر و چای شیرین به در خانه‌ها ببرند. وقتی این فکر به اندازهٔ کافی طرفدار پیدا کرد، اهل دیانت غریو خواهند کشید که، اولاً اصل طرح درخشان مربوط به صدر اسلام و علمای جلیل‌القدر شیعه است؛ ثانیاً باید بین پنیر و کره به مؤمنان حق انتخاب داد زیرا لا اکراه فی‌الدین؛ ثالثاً ساعت ٦ بسیار دیر است و به جهت رفاه حال مؤمنان زحمتکش وقت صحیح تحویل صبحانهٔ شرعی ساعت ٥ خواهد بود.

وقتی مدعیان نخستین را از میدان به در کردند و قدرت را گرفتند خواهند گفت مرگ بر رفاه‌طلبان که بویی از ضیافت الهی به مشامشان نخورده و در پی تنورشکم دم‌به‌دم تافتن‌اند. در سال ٥٦ که چپ و مجاهدین با شتابی بی‌سابقه هوادار می‌یافتند مرتضی مطهری یک صبح از خواب برخاست و گفت کارخانه نمی‌تواند متعلق به فرد باشد زیرا اسلام مالکیت بر ابزار تولید را قبول ندارد. چند سال بعد وقتی دانشجوهای پیرو خط امام می‌خواستند متن سخنرانیهای بدعت‌گذارانهٔ او را منتشر کنند، فرمهای چاپ‌شده به مقواسازی رفت.

و امروز مملکت، به بیان ادبا، در شام بی‌فردایی است و حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی‌اش در معرض تهدید جدی قرار دارد. موقعیت ایران در سال 1390 همان است که در 1290 بود ـــــ حیران، نالان و منتظر ظهور منجی یا دست‌کم دخالت قدرتهای خارجی برای نجاتش از سرگشتگی ــــ با این تفاوت که در آن زمان اکثر مردم نمی‌فهمیدند کجای کارند و نمی‌دانستند در دنیا چه می‌گذرد. امروز می‌فهمند و می‌دانند.

نتیجهٔ‌ عملی، جنگی است فرسایشی بین اسلام که برای ادامهٔ استیلا با تمام قوا می‌زند، و ایران که با تمام قوا دفاع می‌کند.
*
لینک متن کامل مقاله:
https://www.mghaed.com/essays/observation/August_blues2.htm

Comments

Be the first to add a comment