✍️ در خصوص پست
👆، توضیح یک نکته آنهم بعد از ذکر دو مقدمه ضروری است:
1️⃣ خواب اساسا فاقد حجیت است و در ایجاد یک عقیده صحیح، نمیتواند و نباید مورد استناد واقع شود.خواب اگر رؤیای صادقه باشد، نیاز به تعبیر دارد. حتی رؤیای صادقه نیز به فرض تعبیر درست، یک امر شخصی است و فقط برای خواببیننده میتواند مبنای عقیده و عمل گردد.
2️⃣ نباید از این نقل قول، چنین برداشت شود که تحصیل و مطالعه علوم دیگر، مطلقا باطل است بلکه به عکس، هیچ مفسری را نمیتوان یافت که بدون اطلاع از مسائل علم بیان، بدیع، صرف، نحو، اصول و فلسفه متعالیه بتواند به فهم دقایق و ظرایف کتاب خدا نائل شود. نه تنها قرآن صامت بلکه فهم روایتِ صادر شده از کام و کلام قرآن ناطق نیز چنین است. چنانکه صاحب کتاب "مهر تابان" از قول علامه میگوید: «آنچه در خُطَب و روايات آمده مطالب مبتذل عامّى نيست؛ بلكه بسيارى از آنها نياز به فهم قوىّ و برهان قويم دارد. و بر همين اساس استاد علّامه طباطبائى تقويت فكر و تصحيح قياس و بطور كلّى منطق و فلسفه را لازم؛ و قبل از رجوع به اين خزائن علميّه اهل بيت عليهم السّلام، فلسفه را مشكلگشا و راهنماى وحيد اين باب مىدانستند.»(مهر تابان، ص54).
با مفروض انگاشتن این دو مقدمه اکنون میگوییم:
🔸علوم یادشده، همگی برای فهم حقایق دین، ابزارند و نه هدف. اگر کسی به جای پرداختن به اصل (ثقل اکبر و ثقل اصغر)، در این علوم که به مثابه فرع و از شاخ و برگهای همین درخت طیبهاند، توقف کند، البته جای تاسف دارد. چنانکه از برخی بزرگان نقل شده که در اواخر عمر خویش، تاسف بسیار خوردهاند که چرا عمرشان را یکسره صرف این علوم کردهاند و نه قرآن.
🔸بنابراین، تنها وجه صحیحی که میتوان این نقل قول را را بر آن حمل کرد این است که گفته شود: این خواب به نوعی، تاکید همان هشدار علامه نسبت به شیوه پرداختن به قرآن در شکل مرسوم حوزههای علمیه است که :
«اگر درباره این علوم دقت به خرج دهى خواهى دید که طورى تنظیم شده که پیداست گوئى هیچ احتیاجى به قرآن ندارد حتى ممکن است یک محصل همه آن علوم را فرا بگیرد و متخصص در صرف و نحو، بیان،لغت، حدیث، رجال، درایه،فقه و اصول بشود و همه این درسها را تا آخر بخواند و قهرمان این علوم نیز گردد و حتى به پایه اجتهاد نیز برسد ولى قرآن را آنطور که باید نتواند قرائت کند و یا به عبارتى اصلا دست به هیچ قرآنى نزده باشد! » (ترجمه المیزان، ج5، ص450)
@AllameTabatabaei