«جمهوری اسلامی از آغاز حیاتش اقبالی به کارگر صنعتی و کارخانه نداشت. آمار دهه اول انقلاب نشان می دهد که نسبت به دوران قبل از انقلاب، بخش صنعت افولی چشمگیر، بخش کشاورزی رشدی نسبتا محدود و مغازهداران و کسب و کارهای کوچک رشدی قارچگونه داشتند. احتمالا کارگران صنعتی تنها بخش از طبقه فرودست بودند که حاکمیت در آنها نفوذ خیلی زیادی نداشت. ج ا بیش از هرکس نماینده اقشار مختلف بازاری و حاشیه نشینان شهری یعنی همان روستاییان مهاجر به شهر دهههای ۴۰ و ۵۰ بود.
در ماههای منتهی به بهمن ۵۷ روحانیون انقلابی به شدت از بی تفاوتی کارگران صنعتی و اهالی خوزستان عصبانی بودند. بهشتی که شرکت سابق نفت در آبادان و برخی نقاط دیگر ساخته بود، همواره خاری در چشم آنها و مورد نفرتشان بود. احتمالا توصیفات مسحور کننده آن را شنیدهاید. جنایت بزرگ سینما رکس در واقع ترفندی برای نا آرام کردن خوزستان و کشاندنش به ورطه ۵۷ بود. در نهایت با کمک تودهایها و فداییان و همچنین تهدید و ارعاب اعتصاب شکنان موفق شدند کارگران نفت را به اعتصاب کشانده و پیروزی نهایی را کسب کنند. یکسال بعد از بهشتی به نام خوزستان، خاکستری بیش نمانده بود».