🤩نطق #اندی_برنام در کنفرانس سالانهی حزب کارگر، که حول محورهایی از جمله دسترسی رایگان به خدمات مراقبت اجتماعی (خانه سالمندان، …) در کنار بازسازی نظام ملی خدمات درمانی، لغو خصوصیسازی مدل تاچر و ملیکردن شرکت آب و فاضلاب بریتانیا، دادن یارانه به صورتحسابهای انرژی خانوارها، دموکراتیزه کردن قدرت و تمرکز زدایی از قدرت سیاسی و دادن اختیارات بیشتر به نهادهای مردمنهاد (این آخری قابل توجه چپهای «مقاومتی» وطنیست که در همدستی ناخواسته اما غمبار با راستهای رژیمچنج «دموکراسی» را مدتهاست از موضوعیت انداختهاند، چه در فهم و مواجهه با امپریالیسم، چه در شناخت غرب، چه در مواجهه با توسعه و عدالت اجتماعی و کاملا معطوف بر قدرت و دال اقتدار گفتمانسازی میکنند)، موفق شد چپ را، به معنای مترقی و آلترناتیو آن که پیشینهاش در بریتانیا به بعد از جنگ جهانی دوم برمیگردد، مجدد احیا کند، دستکم در ساحت بلاغت و گفتمان، اما در سیاست میدانیم همین ساحت به خودی خود چقدر اهمیت دارد و میتواند فشار راستها را به عقب براند و خوابی که امثال نایجل فاراژ با دریافت میلیونها پوند از شرکتهای چندملیتی به طرز مشکوکی دیده، آشفته کند. درحوزهی سیاست خارجی، برنام بازگشت به اتحادیه اروپا و پایان برگزیت را -که به درستی ضررهایش را بسیار بیشتر از سودش دانسته- به عنوان یک گزینه محتمل دانسته، اد میلیبند وزیر خارجه موضع سفت و سختتری نسبت به تمام دولتهای پیشین علیه اسرائیل گرفت و اعلام کرد که تا الان بریتانیا راه را اشتباه رفته، و علاوه بر تحریم شهرکنشینانی که «تروریستشان» خوانده، بخش قابل توجهی از ارسال سلاح به اسرائیل را کاهش داده، هرچند همچنان از استفاده از واژه نسلکشی اجتناب میکند.*
واکنشهای عمومی تا الان با اقبال نسبی همراه بوده، هرچند بیشتر تحلیلگران گوشزد کردهاند تأثیر واقعی سیاستهای برنام، آن هم در صورت عملی شدن و تأمین بودجه، در بلندمدت خودش را نشان خواهد داد. کلید عملی شدن این سیاستها به نظر میرسد باز همان بغرنج همیشگی در بریتانیاست: حفظ تعادل مالی و مالیاتی میان دخل و خرج دولت و ایجاد رشد اقتصادی پایدار.
به نظر میرسد برنام سعی دارد جایی میان استارمر و کربین بایستد (او در دوران رهبری کوربین جزو کابینه در سایهی او بود). دلیل اصلیای که برنام را به سمت سیاستهای چپ مترقی هول داده اما آشکارا فشار اجتماعیست، او میداند پاسخ به این فشار راهی جز احیای سیاستهای مترقی چپ ندارد. روندی که از بعد از کویید آغاز شد و با تشدید بحران اقتصادی وشکست حزب محافظهکار و تعویض چندین نخستوزیر سرعت گرفت اما با سیاستهای بزدلانه و دست به عصای دولت استارمر، به اوج رسید.
*درمورد ایران اما دولت جدید تا کنون موضعی کاملا همدست و همراه با آمریکا (و در هماهنگی با اتحادیه اروپا) گرفته، و هیچ نشانهای از محکومیت جنایات جنگی آمریکا، و دستکم لزوم بازگشت به دیپلماسی که زمانی آن را اعلام میکردند، دیده نمیشود (در این مورد تنها جرمی کوربین در بریتانیا، و برنی سندرز در آمریکا هستند که مواضع روشنتر و قابل دفاعتری دارند). دلایل این اجتناب و ادامه سیاست استاندارد دوگانه، با وجود اینکه بریتانیا از جنگ ترامپ آسیب بسیار دیده، مختلف است، از جنگ اوکراین و ضعف استراتژیک بریتانیا گرفته تا وابستگی به آمریکا).
#سالور_ملایری
💷Ellinne