چند روز پیش بود که یکی از اعضا، پیام بالا را برایم فرستادند. من در عجبم که چرا ما بر اساس امر سلیقهای، فردی را بهزور درون قالبی فکری میچپانیم؟! چند نکته را خیلی خلاصه میگویم:
۱. تلاوت قرآن (و دیگر متون مذهبی) در مصر روند بسیار جالب و جذابی دارد و استادانی که از دلِ آن درآمدهاند، هر کدامشان میتوانند برای خوانندگان و نوازندگان، درسهای فراوانی داشته باشند. کمااینکه مثلاً محمد عبدالوهابِ آهنگساز و عودنواز هم به مصطفی اسماعیل قاری و خلاقیت موسیقاییاش بسیار علاقهمند بود. حالا چه فرقی میکند متن ما قرآن باشد یا دیوان حافظ. موسیقی میتواند ورای کلام باشد.
۲. یک فصل کامل از کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» نوشتهی استاد روحالله خالقی دربارهی موسیقی مذهبی ایران و تعزیه است. موسیقی مذهبی، بخش مهمی از نغمههای ایرانی را در جایجای این سرزمین حفظ کردهاست.
۳. در مسیحیت هم آوازها و سرودهای مذهبی داریم که در کلیساها با ارگ میخوانند و برخی از آنها بسیار هم زیبا هستند. آیا اگر ما به این سرودهای مسیحی گوش بدهیم، یعنی مسیحی و مذهبی هستیم؟ امیدوارم که این دوگانهها را در شناخت دیگران معیار نگیریم.
@REsearchers