رمضان چهارم: بدگمانی و سوءظن

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا سوره حجرات/ ۱۲

مجنون مغربی را به شهری گذر افتاد دید مردمانش همه بدگمان و شاکی، هیچ کس را امان و آرام نبود و محکمه و قاضی را فراغتی نی. روانها پریش و دلها ریش و تهمت و غیبت از پس و پیش. مال و جان و آبرو ارزان. سراغ شحنه شهر گرفت و سبب پرسید. شحنه گفت: این مردمان آیت قرآن نخوانده‌اند که فرمود: "از بدگمانی در حق هم بپرهیزید که بسیاریش گناهست و سر درکار هم نکنید". گوش حکمت ندارند از این رو قوت غالب ایشان جدال است.

قضا را ژنده مردی شاهد بود، مجنون را کناری کشید و آهسته گفت: حکما گفته‌اند انچه موجب بدگمانی است رفع کرامت و برائت است و این همانست که شخص حاکم می‌کند. اگر این دستگاه را با مردمانش حسن اعتماد بود و درکار آنان بدبین و مفتش نبود، خلایق در آتش اختلاف نبودند. او آیت را از سر عادت و بر سبیل سیاست می‌خواند، گوش مده !
مجنون گفت: حاکم اگر نمی‌کند چرا مردمان درحق هم برائت نمی‌کنند !


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه


#رمضان

#فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment