ویلیام تکری رمان بازار خودفروشی را قرن نوزدهم نوسته است. رمانی که به نظر من هم جین آستین را در آن می‌توان دید هم دیکنز و هم سوئیفت. هم داستان عشق‌های نافرجام است هم دخترکان در پی خواستگار و ازدواج،هم جامعه طبقاتی انگلستان و هم طنز به علاوه جهان‌بینی به مراتب از همه این نویسندگان عمیق‌تر و پرلایه‌تر.
ویلیام تکری جهان را همچون نمایشی می‌داند که عده‌ای هر چه را دارند و می‌توانند به فروش می‌گذارند تا بالا و بالاتر بیایند هر چند ناپایدار و چون بخار؛ نیامده ناپدید می‌شود.
ما در این میان چه می‌کنیم؟ خودمان را در این بازار چگونه عرضه می‌کنیم؟ به دنبال چه مشتری هستیم؟ آیا گاهی اندکی لحظه‌ای توانسته‌ایم بایستیم و بگوییم که
' نه، ترجیح می‌دهم که نه' ؟

مهدی فاتحی

Comments

Be the first to add a comment