کالبدشکافیِ یک طردِ مقدس؛ وقتی گله، فردانیت را سنگسار میکند تابلوی «قربانی تعصب» (۱۸۹۹) اثر میکولا پیموننکو، صرفاً یک نقاشی نیست؛ یک سیلیِ محکمِ جامعهشناختی بر صورتِ تاریخ است. ما در این قاب با یک هیولای چندسر به نام «تودهی خشمگین» روبهرو هستیم. دختری جوان به جرمِ عبور از خطوطِ قرمزِ عقیدتی و سنتهای روستایش، به مرگ محکوم شده است. لباسِ پاره و چهرهی مستأصلِ او در برابرِ چوبدستیها و چهرههای مسخشدهی همسایگان، نمایشی عریان از دیکتاتوریِ اکثریت است.
ویرانگرترین نقطهی بوم، نه آن مردانِ خشمگین، بلکه در دو سوی کادر پنهان است: پدری که دستش را به نشانهی طردِ ابدی بالا برده، و مادری که از شدتِ استیصال روی خاک متلاشی شده است. پیموننکو در این اثرِ تکاندهنده ثابت میکند که وحشتناکترین نوعِ خشونت، خشونتی است که وجدانِ جمعی آن را «مقدس» میپندارد. این قاب هشدارِ تلخی است به انسانِ مدرن: در جوامعی که «متفاوت بودن» یک جرم است، همه در نهایت قربانیِ تعصبِ خویش خواهند شد.
▪️«قربانی تعصب» (۱۸۹۹) اثر میکولا پیموننکو
▪️محل نگهداری: موزهی هنر خارکیف، اوکراین
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing