❗️خبر بد برای منتقدان «پرسپولیس» مرجانه ساتراپی: روایت او از ایران دهه شصت مطابق با واقع است. ایران دستکم از دید بخش‌های غیرمذهبی جامعه ایران که کاملاً از صحنه جامعه حذف شده بودند همین بود. خبر بد برای ستایندگان «پرسپولیس»: این اثر واقعاً به ابزاری برای تبلیغات سیاسی علیه ایران تبدیل شده است. هیچکدام از این دو واقعیت را نمی‌شود انکار کرد. مخالفان و نارضایان جامعه ایران با پارادوکسی پیچیده روبرو هستند: اگر وضعیت خود را روایت نکنند، اگر اعتراض نکنند، اگر به توجیه وضع موجود روی بیاورند به خود و واقعیت خیانت کرده‌اند، اگر روایت کنند، جار بزنند در دنیا که در ایران این ستم رفت بر ما، و از قضا کارشان سکه شود و مشهور، بخواهند یا نخواهند به ابزاری تبلیغاتی بدل می‌شوند علیه ایران.

بسیاری از چپ‌های پسااستعماری به بهانه اینکه «غرب سوءاستفاده نکند» به مشاطه‌گران تیرانی‌های جهان سومی بدل شدند. بسیاری از لیبرال‌ها و آزادی‌خواهان ایرانی برای اینکه علیه ستم در ایران مبارزه کنند به ملیجک دولت‌های غربی  بدل شدند تا سلطه‌گری آنها را بزک کنند. کسی که این پارادوکس را انکار کند، هنوز جهان را و ایران را به درستی نشناخته یا هنوز در سن کودکی است و فکر می‌کند با انکار چیزی واقعاً آن چیز ناپدید می‌شود. هر دو سوی این تناقض واقعیت دارد. بسیاری از ستم‌ها حقیقت دارد، عین روز روشن است که تجربه زندگی در ایران از بسیاری جهات رنج‌آور است، اما آیا بیان اینها در بافتار غربی کمکی به کاهش رنج در ایران می‌کند؟ ضرورتاً نه، حتی ممکن است آخرش به بمباران ایران ختم شود چنانکه شد.

راه‌حل؟ بازگشت به زبان فارسی و مبارزه درون جهان ایرانی. باید از خود و جایگاه تاریخی – وجودی خودمان آغاز کنیم و در آن بمانیم. پرت شدن در تاریخی دیگر، یعنی ماجراجویی وجودی، یعنی سفر به جهانی دیگر که در آن جهان ممکن است به کلی چیز دیگری شویم. جهان‌شهر خواب و خیال است. «جهانی» دروغی است بیش نیست. هر کس از تاریخی و وجودی آمده است و باید به آن وفادار باشد. درست در لحظه گسست از وجود تاریخی است که مشکلات آغاز می‌شود. بشو، آنچه هستی!
#بابک_مینا

😁Ellinne

Comments

Be the first to add a comment