روز جهانی زنان، مارگارت همیلتون
«مارگارت همیلتون» مخترع مفهوم مدرن نرمافزار یا همان "Software"، از نخستین زنان کدنویسی بود که انسانها را به ماه فرستاد. او در سالهای دهه ۶۰ میلادی فعالیت میکرد، زمانی که زنان برای ورود حرفهای به دنیای تکنولوژی تشویق نمیشدند. همیلتون ۲۴ ساله با مدرک لیسانس ریاضی توانست شغل برنامهنویسی در امآیتی را آغاز کند. او قرار بود همسرش را به مدت سه سال زمانی که مشغول تحصیل در دانشکده حقوق هاروارد بود، همراهی کند. بعد از آن نوبت به او میرسید تا تحصیلات پیشرفته را در رشته ریاضیات ادامه دهد.
اما آنچه نقشه زندگی مارگارت را تغییر داد، «برنامه فضایی آپولو» بود. او تصمیم گرفت روی شاهکاری مهندسی کار کند. شاهکاری که قرار بود به تغییر آینده جهان انسانها و دنیای دیجیتال بینجامد.
bit.ly/3v2fFTfفردا ۸ مارس روز جهانی زنان است. به این مناسبت نگاهی خواهیم انداخت به زندگی زنانی که در حوزه علم و تکنولوژی موفق بودهاند. اگر شما هم زنان موفق حوزه علم و تکنولوژی میشناسید معرفی کنید تا برنامهای درباره آنها تهیه و منتشر کنیم. اگر ویدئو یا مطلبی هم درباره آنان دارید ارسال کنید.
@tavaanatech
برای شادی و رقص و آواز خواندن در روز جهانی زن
نقشه راه رهایی ایران_انقلاب عشق
t.me/EnghelabeEshgh
#پیمان_نوین
فمنیسم مبتذل
نظریه "فمنیسم" یا گفتمان فمنیستی به گونه ای از اندیشه و نگاه فلسفی اشاره دارد که سعی می کند با واکاوی فلسفه، روانکاوی، زبان شناسی، تاریخ هنر و سایر دستاوردهای بشری چگونگی شکل گیری کلیشه های جنسی، مردسالاری، ظلم و تحقیر و انقیاد زنان در جوامع مختلف را مورد بررسی قرار داده و با افشای آنها راه را برای برقراری حقوق و موقعیت برابر برای زنان آماده و احیا نماید.
قالب نظریه فمنیسم به دنبال کنار زدن لایه های ته نشین شده فرهنگ و تمدن بشری است تا در زیر آن لایه ها چگونگی سرکوب زنان را نشان دهد. فمنیست ها با نقد مداوم ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی به دنبال ایجاد موقعیت و بستری برابر برای فعالیت و حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و هنری هستند.
فمنیسم در قالب یک گزاره فلسفی و جامعه شناختی نه به دنبال توهین و تحقیر مردان و نشان دادن زنان به عنوان انسانهایی با قدرت ماورایی بلکه به دنبال احقاق حقوق تضییع شده زنان است.
امروزه "فمنیسم مجازی" شیوه ای از ابتذال کشیدن فمنیسم است. فمنیسمی که با گفتار و رفتار و کردار خود، چهره ای غیرعقلانی، غیربهداشتی و ساده لوحانه از زنان ارایه می دهد و بیشتر در خدمت تثبیت شرایط مردسالار عمل می کند. [منطور از فمنیسم مجازی آن دسته از فعالین حقوق زنان در فضای مجازی است، که دفاع از حقوق زن را با دریدگی و رکیک گویی و گاهی کثیف کاری و غیر بهداشتی بودن اشتباه گرفته اند] بسیاری از این افراد فکر می کنند، فحاشی و توهین به مردان، یا تمرد و بی احترامی به پدر و مادر و خانواده و مواردی از این قبیل مصداق دفاع از حقوق زنان و خروج از انقیاد جامعه مردسالار است..
به برخی از کنش های فمنیست های مجازی بنگریم.
به نمایش گذاشتن موهای بلند زیر بغل یا نوارهای بهداشتی استفاده شده..
دفاع بی منطق و بدون دلیل از حاکمان زن در کشورهای مختلف..
برهنه شدن و نمایش اندام های جنسی برای جنسیت زدایی از بدن زن..
استفاده از کلمات و واژه های جنسی در گفتگوهای عادی و روزمره..
و..
واقعیت این است که هر دستمال خونی فارغ از اینکه از دماغ فلان فوتبالیست و سلبریتی برجسته مرد آمده باشد یا از خراش دست فلان مقام سیاسی یا رحم زنان، میزانی از چندش را در فرد ببینده ایجاد می کند یا موی زیر بغل زیباروترین مرد جهان هم میزانی از حال به همزنی را دارد..
یا نمایش عریان اندام های جنسی، یا رکیک گویی و استفاده از واژه ها و کلماتی با بار جنسی از سوی مردان هم، عملی زشت و غیراخلاقی است.
و یا اینکه ملاک قضاوت حاکمان در هر نقطه دنیا کارنامه و کارکرد آنهاست نه جنسیت و ویژگی های فیزیولوژیکی آنها..
فمنیسم، آن چیزی که امروز در فضای مجازی از سوی برخی از فعالان حقوق زن و برخی زنان سلبریتی دنبال می شود نیست، و به نظر اینگونه نظرات احساسی و غیرمنطقی بیشتر از آنکه در راستای دفاع از حقوق زنان باشد، شیوه ای از ابتذال کشیدن فمنیسم و غیرعقلانی نشان دادن فعالیتهای فکری، حقوقی و عقلانی، متفکران و اندیشمندان فمنیست است.
حقوق زن
به واسطه غلبه کامل طبقه متوسط و بالای شهری بر فضای رسانه ای صدای غالبی که در جامعه شنیده می شود صدای این طبقه است. طبقه ای که خواسته ها و تقاضاهای خود را به عنوان اصلی ترین و مهمترین خواسته های کل جامعه معرفی می کند.
در میان مدافعان حقوق زنان هم صدای غالبی که شنیده می شود و خواست هایی که مطرح می شود، صدا و خواست ها فعالین این طبقه اجتماعی است. آزادی پوشش، رفتن به ورزشگاهها و گشت ارشاد از مهمترین خواست های فعالین زنان این اقشار است که در سالهای اخیر به عنوان جدی ترین خواست های زنان در جامعه مطرح شده است.
اما مسئله ای که اغلب فراموش شده یا توجهی کمی به آنها می شود خواست ها و نیازهای بخش بزرگ دیگری از زنان کشور است که با مصائب و مشکلات بسیاری دست به گریبانند. زنانی که به واسطه محرومیت یا نداشتن تریبون نمی توانند از بسیاری از حقوق اولیه و ابتدایی خود سخن بگویند..
⛔️ هنوز در بسیاری از نقاط ایران از جمله روستاها زنان بسیاری تحت خشونت خانگی همسران خود هستند و در نبود حمایت های قانونی و انجمن های که مدافع صدای آنان باشد در سکوت و انزوا به پذیرش این شرایط رقت بار تن می دهند. زنانی که به جبر فرهنگی و جغرافیایی مجبور به سوختن و ساختنند. زنانی که نه استقلال مالی و فکری برای جدایی و طلاق دارند و نه از حمایت جدی ازسوی خانواده و قانون برخوردارند.
⛔️ زنان و دختران بسیاری در مناطق روستایی و حاشیه شهرها در مشاغلی مانند قالیبافی و صنایع دستی با کمترین دستمزدها در حال استثمار شدن توسط کارفرماها هستند و بدون اینکه تریبونی برای اعتراض داشته باشند، به این شرایط غیر انسانی تن می دهند. زنانی که روزی بیش از هشت ساعت وقت خود را پشت دار قالی سپری می کنند اما در نهایت دستمزدی بسیار کمتر از دستمزد یک کارگر معمولی نصیبشان می شود.
⛔️ بسیاری از زنان حاشیه نشین و محروم در شهرهای مختلف در بنگاههای اقتصادی کوچک مانند عکاسی ها، فروشگاهها و دفاتر خدماتی با اندک حقوق و دستمزد و بدون بیمه و بدون هیچ حمایت قانونی به ناچار برای تامین بخشی از هزینه های زندگی مشغول فعالیت هستند و در بسیاری مواقع نیز با پیشنهادات مختلف و آزارهای رفتاری و کلامی همکاران مرد و کارفرامایان مواجه بوده و محبور به سکوت هستند.
⛔️ در بسیاری از نقاط ایران به ویژه مناطق روستایی دختران زیادی در سنین کودکی به اجبار والدین مجبور به ازدواج می شوند و در شرایط بسیار دشواری مجبورند بار سنگین زندگی و خانواده و فرزند را به دوش برکشند.