چامسکي در گفتگويي با دانشگاه آزاد لندن (سپتامبر 1999) درباره اقتصاد بازار آزاد چنين گفت:
نوع ديگر دمکراسي، دمکراسي بازار است. در اين نوع دمکراسي، که نظريههاي مربوط به آن در سال اوّل دانشگاه به دانشجويان رشته اقتصاد تعليم داده ميشود، تجارت آزاد بهترين شيوه براي بهرهوري بهينه از منابع است. بنابراين رهيافت، در جهان واقعي ما تمايل داريم که روابط مبتني بر مبادله و دادوستد آزاد در همه زمينهها بسط پيدا کند. اما واقعيت اين است که هيچ يک از کشورهاي پيشرفته اين اصل دادوستد آزاد را به دلخواه برنگزيدهاند مگر آن که منفعتي در آن برايشان مشهود بوده است. شما نمونه جامعه آمريکا يا انگليس يا هر کشور پيشرفته ديگر را در نظر بگيريد. در همه اين کشورها پيشرفت اقتصادي به برکت زير پا گذاردن همه جانبه اصول بازار و دادوستد آزاد حاصل شده است.
به عنوان مثال، اگر آمريکا در دهه 1820 واقعا قصد داشت از سياست بازار آزاد پيروي کند، اکنون مي بايد واردکننده پوست خز باشد نه آن که با اعمال انواع سياستهاي محدودکننده با صنايع پارچهبافي انگليس به رقابت برخيزد و آن را از پاي درآورد. همين روش در مورد صنايع فولاد در پيش گرفته شد و اکنون عيناً همان وضع در مورد صنايع رايانه برقرار است. انگليسيها نيز بنوبه خود عيناً همين شيوه را در پيش گرفتند. آنها صنايع پارچهبافي سنتي هند را با انواع شيوهها، از جمله کشت اجباري پنبه در مصر، به نابودي کشاندند و اين شيوه را در زمينههاي ديگر نيز دنبال کردند و امپراتوري خود را اينگونه بنا نهادند و اين سياست را تا زماني که برخي صنايع خود آنها رو به ضعف گذارد دنبال کردند و تنها در اين مرحله بود که نداي حمايت از بازار و ضرورت روي آوردن به سياست دادوستد بدون محدوديت را سر دادند. بنابراين، پيروي از اصول دمکراسي در بازار براي ما نيست، براي ديگران است که از آن پيروي کنند. درست مثل اين ضربالمثل که "مرگ خوب است اما براي همسايه".
@PhilosophyCafe ♨️