«مکانیسم ماشه و احتمالات نامعلوم»

- قرار بود این اتفاقات در صورتی رخ بده که جلیلی رئیس‌جمهور شده باشه، اما بدون جلیلی هم همون مسیری رو طی کردیم که قرار بود مخصوص جلیلی باشه. البته دلیلش روشنه. اصلاً دوگانه‌ای که اصلاح‌طلبان برای جمع کردن رأی مطرح می‌کردند، یک دوگانۀ واقعی نبود. چنین دوگانه‌ای در واقعیت سیاسی ایران وجود نداشت. پزشکیان هم در روزهای انتخابات صادقانه می‌گفت مجری همون سیاست‌هایی کلان نظامه. این یعنی حرکت در همون ریل‌گذاری انجام‌شده. شاید بشه با دوگانه‌سازی غیرواقعی به هر حال عده‌ای رو ترسوند و رأیی جمع کرد، اما کار بیشتری نمی‌شه انجام داد.

- روز اولِ کاریِ آقای پزشکیان با ترور اسماعیل هنیه در تهران آغاز شد. این یعنی چه؟ یعنی متغییرهای تعیین‌کننده فراتر از چیزیه که دولت بتونه ابتکار عمل داشته باشه. عنان سرنوشت دست این دولت نبود. دولتی می‌تونست موفق باشه که آزادی عمل گسترده‌ای می‌داشت، وگرنه با حرف نمی‌شه و نمی‌شد ریل‌گذاریِ عوامل تعیین‌کننده رو عوض کرد ــ که البته آقای پزشکیان در حرف هم از این ریل عدول نمی‌کرد.

- اگر کسی بخواد مسیری رو سی درصد تغییر بده، باید در کلام صحبت از صدوهشتاد درجه تغییر کنه، چون مقاومت‌های موجود در سر راه جلوی تغییر رو خواهند گرفت. باید مبنا رو بر صدوهشتاد بگذارید تا بتونید تغییری محسوس ایجاد کنید ــ تازه باز هم اگر بتونید! اگر امروز اصلاح‌طلبان با خودشون صادق باشند، می‌بینند در تنگنا قرار گرفتند، دلیلش اینه که سیاستی جز فرار به جلو ندارند. نتیجه این شد که کشور در سراشیبی جنگ و تحریم افتاد. اصلاح‌طلبان اگر درایت داشتند، اتفاقاً باید می‌گذاشتند این مسیر رو جلیلی بره ــ نه اینکه مسیرِ منتسب به جلیلی گردنشون بیفته.

- اگر فرایند اسنپ‌بک تکمیل بشه، تحریم‌ها برمی‌گرده. تا اینجا به نظر می‌رسه تصمیم‌گیرندگان تصور می‌کنند این تحریم‌ها رو هم می‌شه تحمل کرد و فشاری چندان فراتر از فشارهای موجود به همراه نخواهد داشت. گویا تصور می‌کنند اینجوری یه ابزار فشار مهم رو از دست حریف درآوردند. اما مسئله «پیامدهای مکانیسم ماشه»ست که از بازگشت تحریم‌های خود مکانیسم مهم‌تره. در پی اسنپ‌بک کشور وارد فاز جدیدی می‌شه که معادلات عوض می‌شه. مسئله «جمع و تفریق» نیست؛ مسئله یک تصاعد حسابی نیست؛ یعنی اینجوری نیست که صد تا تحریم باشه و حالا بشه صدوبیست‌تا و تازه برخی از این بیست تحریم اضافه هم عملاً پیشاپیش وجود داشته باشه. بلکه مسئله ایجاد معادلات جدید و ورود به یک وادی جدیده. ضمن اینکه بنیۀ کشور هم سال به سال افت کرده و کلاف مشکلات پیچیده‌تر شده.

- دم‌دست‌ترین نمونۀ پیامدهای غیرمستقیم اینه که مجلس بخواد دولت رو ملزم به خروج از ان‌پی‌تی کنه. این یعنی معادلات کاملاً عوض می‌شه. چون خروج از ان‌پی‌تی دوباره واکنش‌هایی رو پدید خواهد آورد و با وجود کسی مثل ترامپ و اروپایی‌های دلخور از جنگ اوکراین، باید انتظار واکنش تندی داشت. این یعنی ورود به یک وادی غیرقابل‌پیش‌بینی که دیگه ربطی به اون تصاعد حسابیِ اول نداره.

- برآیند نهاییِ پیامدهای معلوم و نامعلوم این خواهد بود که سطح بازدارندگی افت خواهد کرد. اونهایی که در صورت حملۀ نظامی دائم از خروج از ان‌پی‌تی و ساخت بمب اتم دم می‌زدند، الان کجان؟ چرا ایده‌شون اجرایی نشد؟ نمی‌شه که بی‌حساب‌وکتاب حرف زد و وقتی ناممکن بودن حرف‌ها مشخص شد به روی خود نیاورد. هزینۀ این حرف‌های نسنجیده رو کشور ایران ــ تنها دارایی ما ــ و مردم ایران می‌دن.

🔗 نتیجه اینکه پیامدهای اسنپ‌بک اصلاً معلوم نیست که بشه گفت چطور قراره مدیریت بشه. اگر هم کسی ادعا کنه می‌دونه چه پیامدهایی داره، ادعاش مثل کسانیه که با قطعیت می‌گفتند جنگ نخواهد شد. هیچ جور قابل انکار نیست که مکانیسم ماشه به معنای حرکت در لبۀ غایی ریسک خواهد بود.

Garajetadayoni

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment