🖊هم در نظر منتقدان و هم در نظر مدافعانِ نقش دین در زندگیِ سیاسیِ معاصر، مثال آمریکایی ردیهای بر همۀ مدعیات سطحی درباره سکولاریزاسیونِ پیشروندۀ جامعۀ مدرن است. باید اذعان کرد که تجربه آمریکایی تجربهای استثنایی است. هیچ جامعهی صنعتیِ کاملاً توسعه یافتهای وجود نداشته است که جمعیتش چنین متعهد به آیینهایش باشد (و چه آیینهای عجیبی!)، و در عین حال به همین میزان به اصول لیبرال دموکراسی تعهد داشته باشد. بیان سیاسی آمریکایی که بسیار وامدار فرقههای پروتستان قرن هفدهم است با نوعی انرژی موعودباورانه به حرکت در میآید و آمریکاییها همچنان اختلافاتِ دینی بالقوه انفجاری بر سر سقط جنین، نیایش در مدارس، سانسور، آتانازی، تحقیق زیست شناختی و دیگر مسائل دارند. و در دهههای اخیر حق دینی، بسیار سازمان یافته شده و وزن آن در سیاست انتخاباتی و گفتار حقوقی، محسوس شده است. به زعم منتقدانِ دین، این نشان میدهد که جدایی کلیسا و دولت، و بنابراین قانون اساسی ایالات متحده در معرض تهدید است؛ و به زعم مدافعانِ دین این نشانهای دال بر ابتنای ایالات متحده بر ارزشهای کتاب مقدسی است، نکتهای که شایسته تأیید و دفاع عمومی است. هر دو گروه سهمی از حقیقت دارند. 🖊
#مارک_لیلا "خدای مُردهزاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن" صص۲۷۶-۲۷۷ ترجمه زانیار ابراهیمی تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.