بیانیه جمعی از استادان دانشگاه آزاد
از آموزش دروغ دست میکشیم
از پنجرۀ کلاس که به بیرون مینگریم، کف خیابانهای هر شهری را منقّش به خون جوانان وطن میبینیم. صدای آزادیخواهی ایرانیان، مجالی به هیچ وجدان آگاهی نمیدهد که در هنگامۀ کشتار و بازداشت و شکنجۀ پیر و جوان کشور، و در میانۀ تزویر و دروغ و ریاکاری و سالوس و اختلاس و دزدی و غارت حکومتیان، باب درس و مشق بگشاید و از امید و آینده به دانشجویان بگوید.
آن چه در هر گوشۀ این مرز و بوم میبینیم، چهرۀ فاشیسم دینی است. هر چه صدا میشنویم، صدای امر به کشتار زن و مرد ایرانی به دست ضحّاکیان زمانه است که چشم و گوش و هوششان را لقمههای حرام چنان فربه کرده است که تنها از تماشای فوارههای خون لذت میبرند و تنها صدای سلاح و مسلسل میشنوند. صدای پای فاشیسم دینی اگر تا دیروز پشت در کلاس درس بود، امروز وارد کلاس و فضای تدریس و آموزش شده است.
در این روزها که حکومت اسلامی یک بار دیگر چهرۀ ضد انسانی و داعشی خود را نشان داده است و فرزندان ما را به جرم آزادیخواهی به خاک و خون غرقه میکند، چه جای تدریس و تعلیم است؟. از کدام علم و انسانیت و خردورزی و عقلانیت و حریّت و آزادی و سیاستمداری نخبگان و زندگی مسالمتآمیز و عاری از خشونت و تبعیض، برای دانشجویان بگوییم وقتی که چهرههای غضبناک نظامیان حکومت اسلامی و قصابی قصابان قوۀ قصابیه و پروپوگاندای سراسر دروغ و فریبکاری و جعل و جهالتمحور رسانههای حکومت، و سکوت فقهای پروار شده از بیتالمال، فرصتی برای تنفس فرزندان و نوباوگان ایران باقی نگذاشته است.
زیر ستمکاری حکومت جهل و جور و جنایت، نه میتوان علم آموخت و نه میتوان از زندگی شرافتمندانه گفت. ما سراسر خشم شدهایم. جای مصلحتاندیشی نیست. حقیقت عریان تاریخی آن است که در خیابانهای ایران در جریان است. ما در کنار دانشجویان ستمستیز دانشگاههای دولتی و آزاد ایستادهایم؛ خونمان را به خون آنان عجین کردهایم و ضمن پاسداشت رشادتها و شجاعتها و شهامتهای این «معلمان بزرگ» تاریخ، ماندن در خیابان به جای کلاس درس را ارجحیت اول این روزها میدانیم.
@irannc