—دربارۀ پروژه پاناما و اسکن مخرب کتاب‌های دنیا
🎯 هوش مصنوعی کتاب‌ها را نمی‌خواند، آن‌ها را تجزیه می‌کند

♦️فرانچسکا مانچینو، نیویورکر — در اوایل سال ۲۰۲۶، مجموعه‌ای از سفارش‌های غیرعادی، نظم کسب‌وکار کتاب‌فروشان مستقل در آمریکا را برهم زد. صاحبان این کتاب‌فروشی‌ها با خریدارانی مرموز مواجه شدند که با نام‌هایی مبهم، مانند «پروژۀ طوطی سبز»، کتاب‌های دانشگاهی، متون غیرداستانی کم‌تیراژ و راهنماهای قدیمی را به صورت عمده می‌خریدند. سرانجام با استفاده از ردیاب‌های جی‌پی‌اس معلوم شد شرکت آنتروپیک در حال اجرای طرحی محرمانه موسوم به «پروژۀ پاناما» است؛ پروژه‌ای که بر اساس اسناد دادگاه، صراحتاً هدفش «اسکن مخرب» تمام کتاب‌های دنیاست.

♦️فرایند اسکن مخرب درست مثل نامش مخرب است. در این شیوه، کتاب‌های چاپی با دستگاه‌های هیدرولیک «گیوتین کتاب» به صفحات جداگانه تبدیل می‌شوند تا با سرعت بالا اسکن شوند و سپس نسخۀ فیزیکی آن‌ها دور ریخته شود. اگرچه این اقدام در نگاه اول علیه آثار مکتوب است، اما بررسی دقیق‌تر نشان داد آنتروپیک، برخلاف شایعات رسانه‌ای، به دنبال بلعیدن نسخه‌های کمیاب نیست. بلکه می‌خواهد متون غیرداستانی، پژوهش‌های دانشگاهی داوری‌شده و کتاب‌های شابک‌داری را که بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ منتشر شده‌اند و اغلب در قفسه‌های کتابخانه‌ها خاک می‌خورند به هوش مصنوعی بدهد.

♦️این «ولع داده‌ای» کار آنتروپیک را به مراجع قضایی کشاند. بااین‌حال، سال ۲۰۲۵، قاضی ویلیام آلسپ در حکمی بحث‌برانگیز، درحالی‌که آنتروپیک را به‌خاطر برخی رفتارهای غیرشفاف در نگهداری غیرقانونی فایل‌ها توبیخ کرد، در کل، رویکرد این شرکت را مورد قبول خواند. استدلال شرکت این بود که این کار ذیل قانون «استفادۀ منصفانه» مجاز است، چون متن را از اساس دگرگون می‌کند. اما به نظر می‌رسد نگرانی اصلی دقیقاً ناشی از همین «دگرگونی» باشد.

♦️فعالان حوزۀ نشر هشدار می‌دهند که آنچه آنتروپیک می‌سازد، نه یک «کتابخانه»، که «معدن داده‌ای» است که تنها برای تقویت هوش مصنوعی کلود کاربرد دارد. لیا پرایس، مورخ رسانه، اشاره می‌کند که هر نسلی همواره در جست‌وجوی «قاتلی برای کتاب‌ها» بوده است؛ از هراس‌های قرن نوزدهم دربارۀ کتابخانه‌های عمومی تا نگرانی‌های عصر دیجیتال. اما تهدید امروز از اساس متفاوت است: گذار از «خوانندۀ انسانی» که با تأمل و غوطه‌وری به مطالعه می‌پردازد، به «خوانندۀ ماشینی» که کتاب را به عنوان سطل‌هایی از کلمات قابل استخراج می‌بیند.

♦️متیو کرشنبام، استاد ادبیات و هوش مصنوعی، هشدار می‌دهد که این فرآیند، منجر به نوعی «همگون‌سازیِ» ادبیات می‌شود. وقتی کتابی از جلد، تاریخچۀ تالیف و ماهیت فیزیکی‌اش جدا شده و در حجم عظیمی از داده‌های دیگر حل می‌شود، روابط درونی و هویت مستقل اثر نابود می‌شود. محصولی که در نهایت توسط هوش مصنوعی ارائه می‌شود، چیزی جز یک موجودیت ترکیبی و گسسته از منبع اصلی نیست؛ شکلی نامحسوس‌تر از پاک‌سازی که بسیار خطرناک‌تر از پاره کردن صفحات با گیوتین است، زیرا پیوند میان نویسندۀ انسانی و خواننده را به‌طور کامل قطع می‌کند.

♦️اگرچه هوش مصنوعی می‌تواند با بازنویسی و تلفیقْ دانش را در دسترس‌تر کند، اما خطر اصلی این است که غنای موجود در «اثر اصلی» فدای سرعت دسترسی شود؛ مدل‌های زبانی بزرگ ادبیات را به چیزی پیوندی و نیمه‌جان بدل می‌کنند که از منبع اصلی‌اش بسیار دور، و چه‌بسا کاملاً گسسته است. این فرآیند محصولی کاملاً متفاوت تولید می‌کند که متن، به‌عنوان یک اثر منحصربه‌فرد، عملاً نابود می‌شود. این شکل نامحسوس محو کردن، به‌مراتب خطرناک‌تر و نگران‌کننده‌تر از اسکن مخرب است.

🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Destroying Books to Build a Mind» نوشتۀ فرانچسکا مانچینو است که در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورکر منتشر شده است.ترجمان

Comments

Be the first to add a comment