کارهای #آستان_قدس_رضوی را با نایب التولیه {باقر} پیرنیا{2}، که حالا استاندار هم هست، رسیدگی کردم. بودجۀ سال آینده آستانه را در چهارصد ملیون ریال بستم و... برای تصویب به پیشگاه شاهانه تقدیم کردم. در آستانۀ مقدسه تحولات زیادی به وجود آورده ایم که از آن جمله است تعمیرات اساسی و نورافشانی به بقاع و گلدسته ها، بعد هم عمران دهات با برنامۀ وسیع، که انشاءالله اثرات آن بعد ظاهر خواهد شد. عصری [دنیس رایت]{3} سفیر انگلیس دیدنم آمد. از پیش آمد زوریخ بسیار ناراحت بود. در زوریخ چنان که قبلاً در مجلّد دیگر نوشته ام، نمایندگان کنسرسیوم نفت شرفیاب شدند و وضع بسیار بدی پیش آمد، وقتی گفتند تعهدات آینده را در هزار ملیون دلار نمی توانند انجام بدهند. راجع به بحرین می گفت مشغول مذاکره هستیم که به چه نحو کار {باید جریان پیدا کند تا] مفاد اوامر شاهنشاه عمل شود. من باز هم به عقیدۀ خودم باقی هستم که جداً [حفظ] حقوق اقلیت ایرانی در همۀ شیخ نشینها مهمتر از هر امری است، منتها به او چیزی نگفتم.... یک مطلب خیلی محرمانه به من گفت که کار #جزایر تنب تمام است و قطعاً متعلق به ایران خواهد شد، زیرا به شیخ رأس الخیمه گفته ایم اگر با ایران کنار نیایی، چون جزایر بالای خط میانه واقع می شود، ایران آن را قانوناً و اگر قانونی نشد با زور، خواهد گرفت و شیخ حاضر به معامله است. گفتم ابوموسی چه طور؟ گفت: این جزیره زیر خط میانه است. گفتم زور ما هم آن قدر هست که پا زیر خط بگذاریم و آن حکایت لر را برای او گفتم. قدری خندیدیم و باز جدی شدیم. گفت: [اگر به زور متوسل شوید] روابط شما با اعراب هم به هم می خورد. گفتم به جهنم، ما از اعراب چه گرفته ایم؟ مگر آن که حالا مخارج دفاع #خلیج_فارس را بدهند، به شرطی که عمل دفاع در دست ما باشد. گفت می گویند آخر خلیج عربی است، چه گونه ریش و قیچی را دست شما بدهند. گفتم قرارداد دفاعی پنجاه ساله می بندیم، چنان که شما با آنها داشتید...
{۲}- باقر پیرنیا، استاندار خراسان از ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰. تولیت آستان قدس با پادشاه وقت بود. {۳}- سر دنیس رایت (Sir Denis Wright) سفیر انگلستان از ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۱ با علم دوستی نزدیکی داشت.
📚خاطرات_اسدالله_علم 🖌امیر_اسدالله_علم جلد 1 & صفحۀ 129 و 130 تهران، کتاب سرا ویرایش از علینقی عالیخانی دوشنبه & 1347/11/28 #بیست_و_هشتم_بهمن