صورت بئاتریس وقتی داشت اینا رو به سوبارو می‌گفت سرخِ سرخ شده بود. احتمالا به عنوان یه روح این حرکت خیلی حرکت خجالت‌آوری بود یا شاید این حرکت جوری انجام میشد که اصلا برازنده‌ی یه خانم نبود؟
«بئاکو چون به نظر خودت از این کار خیلی پشیمونی منم دیگه واردش نمیشم و باهات شوخی نمی‌کنم. خب به عنوان کسی که باهات قرارداد بسته باید پای مشکلاتت هم بمونم. راستی الان چقدر دیگه مانای ذخیره شده داری؟»
لازم به ذکر نبود که حجم مانای سوبارو کمتر از حتی افراد عادی بود. اگه سوبارو میخواست با مشکل پر مصرفی بتی کنار بیاد باید از مانای ذخیره شده‌ی اون با برنامه استفاده می‌کرد که به مشکل نخوره.
«...هیچی.»
«...چی؟»
«نگفتم هیچی؟ گمونم؟ مانایی که چهارصد سال ذخیره کرده بودم توی اولین درگیریمون دود شد رفت هوا. با این که کتاب‌خونه‌ی ممنوعه رو از دست داده بودم تونسته بودم بخش زیادی از مانام رو حفظ کنم اما اون آل شاماکی که آخر سر استفاده کردم همش رو مصرف کرد، گمونم.»

ادامه در پست بعدی

#NovelVsAnime
#Fact
#Subaru
#Beatrice
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️

Comments

Be the first to add a comment