.
نه رودم
نه برکه
نه دشت
اما مثل باد
بیقرار بودنت هستم
بیقرارم تا باز با هم
کنار حوض،
رقص ماهیها
را میان توهم دریا نظاره کنیم.
هنوز غنچه نیلوفر لب نگشوده
پنجره اما باز مانده
رو به خنکی غروبی که در راه است
و حیاط،
چشم به راه تو،
خیس میشود
با سکوتی که شبیه هیچ چیز نیست!
کاش شمعدانیها هم
زبان ماهیها را میدانستند
آنوقت حتما برایشان میگفتند
این حوض کوچک شبیه دریا نیست!
بهاره قادری
۵ تیرماه۱۳۹۸
@enhenayevaght