🖋 پس از حادثۀ هستهای چرنوبیل در اواخر سال 1986، ابری پرتوزا بر فراز اروپای شمالی به حرکت درآمد. بارانهای پرتوزا ایزوتوپهای سزیم را روی مناطق مختلف بریتانیا، خصوصاً در ارتفاعات فروریختند. ... توصیۀ علمی به دامداران این بود که کاری انجام ندهند، زیرا گوسفندان، خود به سرعت غلظت سزیم را در خاک کاهش خواهند داد و علفهای جدیدی که رشد خواهند کرد، سزیم چندانی نخواهند داشت. اما پس از دو سال معلوم شد که این توصیه بر پیشفرضهای نادرستی دربارۀ خاک منطقه مبتنی بوده است. در همین حین، توجه دامداران به نیروگاه اتمی سلافیلد معطوف شد که تقریباً در مرکز ناحیۀ صدمهدیده واقع شده بود. ... دامداران، تردیدهای عمیقی را در مورد موضع دولت و نمایندگان علمی آن مطرح کردند. آنها به ادعاهای دانشمندان وزارت کشاورزی، ماهیگیری و غذا مبنی بر اینکه سزیم موجود در درۀ کامبریا از چرنوبیل نشئت گرفته است و نه از سلافیلد، باور نداشتند. اما مطالعات بعدی نشان دادند که دامداران، بر حق بودهاند؛ 50 درصد آلودگی از چرنوبیل نیامده بود.
🖋 به نظر میرسد که دامداران بر مبنای فرهنگی که کاملاً با فرهنگ دانشمندان متفاوت بود، پاسخ معقولی به آنان نشان دادند. مخالفت با دانشمندان، نتیجۀ بدفهمی نبود، بلکه نتیجۀ بیاعتمادی و نبود ارتباط کافی بین دانشمندان و فرهنگ عامهای بود که سنت معرفتی کاملاً متفاوتی داشت. ... مدل غالب دربارۀ تخصص علمی، فرض میگیرد که علم از همۀ سنتهای معرفتی دیگر برتر است و ادعاهایی را که از سنتهای غیرعلمی نشئت میگیرند، نادیده میگیرد. به همین دلیل، هنگامی که دانشمندان با مخالفت مواجه میشوند، تمایل دارند مخالفتها را ناشی از اطلاعات نادرست یا نامعقول قلمداد کنند.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو
📚@philosophycafe