استمبادهایی در مورد طرح مالیات بر خانه های خالی

دوستی نادیده اشاره درستی داشت که مالیات بر خانه های خالی اساسا برای نگرفتن است و هدف آن ایجاد درآمد برای دولت نیست، بلکه بیشتر بنا دارد بازار مسکن را سامان دهد و از احتکار آن جلوگیری کند. فرض کنیم امکان شناسایی همه یا بیشتر خانه های خالی وجود داشته باشد و البته میزان مالیات هم به اندازه ای باشد که مشوقی مناسب برای تغییر رفتار مالکان رفتار به حساب آید، چند حدس می توان زد که البته باید آنها را با بررسی های دقیقتر نظری و تجربی آزمود:

۱. میزان تنظیم سندهای صوری اجاره و فروش برای دور زدن قانون و پرداخت نکردن مالیات افزایش می یابد.

۲. جذابیت سرمایه گذاری در مسکن کاهش می یابد و می شود انتظار داشت که در میان مدت و بلندمدت عرضه مسکن به بازار کاهش پیدا کند که با توجه به افزایش بسیار محتمل متقاضیان مسکن قیمت را افزایش خواهد داد. با دو سال متوسط ساخت، هزینه بالا، مقررات و مجوزهای پرشمار و البته پایین بودن نقدشوندگی و پیچیدگی این دارایی، ضرورت حساب و کتاب شاید بیش از نمونه های مشابه است.

۳. نقض حقوق مالکیت افراد است و بر نارضایتی بخشی از شهروندان خواهد افزود. وقتی با طرح های نظیر مالیات بر خانه های خالی حق مالکیت افراد را مورد حمله قرار می دهیم، تولید متاثر خواهد شد و انگیزه افراد کاهش می یابد. یکی از دلایل اقبال "تاریخی" ایرانی ها به مسکن و مستغلات اینست که به طور نسبی دولت مداخله مستقیم کمتری روی آن دارد، وقتی دولت این آخرین سنگر را هم فتح می کند، بعید به نظر برسد شهروندان به این نتیجه برسند که در حوزه های به اصطلاح "مولد" و البته پرریسک تر باید وارد شوند.

۴. گزینه های بدیل سرمایه گذاری، جز مسکن جذابتر می شوند و تقاضای برای آنها افزایش می یابد (طلا، ارزهای معتبر، رمزارزها و مانند آن). شاید خیلی ها ترجیح بدهند حتی همین گزینه مسکن را در کشورهای دیگر با وضعیت مناسب تر ادامه دهند.

۵. مسکن کالایی ناهمگن است در درجات کیفی و اندازه ها و محل های مختلف می تواند تولید شود که واحدهای مختلف، ارزش و قیمت متفاوتی حتی در داخل یک مجموعه ساختمانی یکسان پیدا می کنند. از قرار برآوردهای غیررسمی نشان می دهد که برای مثال در تهران خانه های خالی بیشتر در بخش هایی خاص از شهر (فرض کنیم منطقه یک و دو) متمرکزند و از نظر رده کیفی و متراژ هم خیلی متنوع نیستند، فرض کنیم ساختمان های لوکس و متراژ بزرگ که علی الاصول هر کسی مشتری آن نیست، حتی با عرضه آنها در بازار بعید است کاهش قیمت اساسی در همه بخش های بازار رخ دهد و برای مثال کم درآمدها آنقدر که تبلیغ می شود منتفع شوند. تعداد بنزها را در بازار زیاد کنیم، لزوما زندگی پراید سوارها متحول نمی شود.

به زبان ساده، اگر خانه ای خالی باقی مانده معنایش اینست که در حال حاضر مشتری برای آن به قیمت موردنظر مالک وجود ندارد، مالک مثل هر فروشنده دیگری تمایل دارد جنسش را به بالاترین قیمت با توجه به هزینه فرصت و پیش بینی اش از وضع آینده بفروشد، در اوضاع مناسب، امروز بهتر از فرداست و هر روز که می گذرد هزینه های دارایی او افزایش می یابد و البته از "ارزش" (مطلوبیت) آن کم می شود. پس چرا او خانه اش را خالی نگه می دارد؟ "احتکار" مسکن که قرار نیست تا آخر عمر فرد ادامه پیدا کند. او یحتمل امیدوار است که با وجود هزینه ها، در آینده قیمت بالا رود و سود کند که حق طبیعی اوست. اما چرا سراغ گزینه های بهتر نمی رود، مگر بازار مسکن پربازده ترین بازار است یا هیچ ریسکی ندارد؟ خیر. همان میزان از سرمایه را در یک سرمایه گذاری کم و بیش بدون ریسک 25 درصدی وارد کنی و دستی به آن نزنی طی سه سال دو برابر خواهد شد که به صرفه تر و البته بسیار نقدپذیرتر به نظر می رسد. اینکه چرا برخی ترجیح می دهند علیرغم بهترین گزینه نبودن باز سراغ زمین و مسکن بروند و در دوران کسادی همچنان آن را حفط کنند، ما را در حل مسئله مسکن بسیار یاری خواهد کرد، سوالی که پاسخ آن اصلا ساده نیست، وانگهی سهل کردن تولید مسکن هم دغدغه ای جدی است که اهل فن باید بیشتر در مورد آن بنویسند. والله اعلم

پ.ن: استمباد یعنی استنباط مبنی بر باد! یا همان حدس و گمانه زنی است. کپی رایت این واژه متعلق به محمد قائد روزنامه نگار مشهور است.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

6 comments

آقای خالقی عزیز به جز دلیل نقض مالکیت فردی بقیه استدلالها منطقی نیست.
خواهشا به چند نکته دقت کنین؛ وضعیت بسیار بغرنج
حاکم برمسکن که فشار بسیار بزرگی برگرده ، طبقات ضعیف و متوسط وارد میکنه، این طرح حداقل میتونه عرضه رو تاحدود زیادی تقویت کنه و واقعا این حباب وحشتناک رو بترکونه، گرچه ممکنه شما دوباره به دست نامرئی اشاره کنی که اوضاع رو مساعد خواهد کرد ولی لازم به ذکره که این اقتصاد جز سوداگری چیز دیگه ای نیست.
درخصوص ثبت های غیرقانونی هم راه حلهای بسیار عملی بالاخص با فناوریهای آی تی روز وجود داره.
اوالله اعلم !
Amir Hossein KhaleQi
درود برای آن سوال آخر که چرا علیرغم گزینه های سرمایه گذاری سودآورتر کم ریسک و بدون ریسک باز اقبال به مسکن بالاست، نظری ندارید؟
سلام مجدد
بخشی به دلیل نگاه سنتی و تاریخی ملت ایران و بخشی هم گزاره مورد اشاره خود شما، یعنی دخالت کمتر دولت.
بنده به هیچ وجه با دخالت دولت موافق نیستم. منتهی اجرای این طرح در آشفته بازار مسکن تلنگر به جاییست از دید من.
قیمت غیرواقعی مسکن بخشی به دخالتهای بانکها و بخشی به دلیل انتظار سرمایه گذاران از آینده است. با چنین تلنگرهای انتظار از آینده منطقی تر میشود.
جناب آقای خالقی عزیز بنده هر روز تحلیل های شما را می خوانم و استفاده می کنم، ولی در باب مسکن بهتر از هر کسی شما می دانید که قیمت خانه ای که طی ۹ ماه سه برابر شده است و سود جویی عده خیلی کمی از مردم را در پی داشته شاید تنها مکانیزم کند کننده روند یاد شده اعمال مالیات بر مسکن باشد. حقوق کارمندان دولت و غیره مشمول مالیات است که قانونی است و غیر قابل نقد ولی سه برابر شدن دارایی با هر ادله منطقی نباید مالیات داشته باشد. ؟؟
M Gh
جناب آقای خالقی عزیز بنده هر روز تحلیل های شما را می خوانم و استفاده می کنم، ولی در باب مسکن بهتر از هر کسی شما می دانید که قیمت خانه ای که طی ۹ ماه سه برابر شده است و سود جویی عده خیلی کمی از مردم را در پی داشته شاید تنها مکانیزم کند کننده روند یاد شده اعمال مالیات بر مسکن باشد. حقوق کارمندان دولت و غیره مشمول مالیات است که قانونی است و غیر قابل نقد ولی سه برابر شدن دارایی با هر ادله منطقی نباید مالیات داشته باشد. ؟؟
درود
عرض کنم اگر قیمت دارایی نصف شود آیا الزامی برای جبران زیان آن برای مالکش داریم؟ به نظر نمی رسد جواب مثبت باشد، همینطور افزایش آن هم به این معنا نیست که باید چیزی از او بگیریم. در بهترین حالت طرف انتخاب خوبی کرده است. از نظر من مالیات اگر توجیهی هم داشته باشد، در مقدار کم و در حوزه های محدود و به میزان برابر برای همه است که برای خدمات عمومی پرداخت می شود، بقیه انواع مالیات از نظر حق مالکیت اما و اگر کم ندارد.
سلام و ارادت
ضمن آرزوي سلامتي خدمت استاد بزرگوارم، همانگونه كه مستحضر هستيد بنده آرشيتكت هستم و ١٥ سال در زمينه توليد مسكن فعاليت ميكنم، افتخار شاگردي در محضر شما بزرگوار را نيز دارم، به عنوان توليد كننده، مصرف كننده و تا حدودي تحليل گر خدمتتان عرض ميكنم:
 در خصوص كامنت عزيزان در حمايت از طرح ماليات بر مسكن، چند نكته بسيار كليدي وجود دارد:
 كاهش قيمت با افزايش عرضه رابطه اي مستقيم دارد( مختص مسكن نيست شامل تمامي صنايع ميشود)
 افزايش عرضه با چيزي جز تسهيل راه هاي توليد ميسر نخواهد شد، 
در سال ٩٨ شهرداري از اين افزايش قيمت ها عقب نمانده و خود اقدام كرده بر افزايش عوارض هاي مختلف  اعم از عوارض صدور پروانه ساخت،( تقريبا دو نيم برابر و بيشتر)
هزينه هاي ساخت از ٣ الي ٧ برابر در موارد مختلف افزايش داشته
قيمت زمين حداقل سه برابر
در اينجا متوجه ميشويم كه ماليات خود عامل گراني خواهد بود نه ارزاني، چرا كه بر هزينه هاي توليد اضافه خواهد شد، شايد دوستان بفرمايند بايد حساب توليد كننده و دلال را از هم جدا كرد، اما چگونه و مجري كيست؟  همه ي بازارها با هم و يا پشت سر هم بالا پايين ميشوند، راه جلوگيري از ورود دلالان به بازار مسكن ماليات نيست، آتشش نهايتا به مصرف كننده سرايت خواهد كرد.
در خصوص سوال دكتر خالقي عزيز: 
ملك و مسكن امن ترين بازار حفظ سرمايه را داشته است،طلاو ارز نيست كه يك شبه بالا پايين شود(چسبندگي قيمت دارد) 
بانك نيست كه بساطش را جمع كند برود
بورس نيست كه يك شبه ورشكسته شود
كارخانه نيست كه با يك مصوبه دود شود
 اگر جنگ شود زمينش سر جاي خود باقي خواهد ماند، بزرگترين مشكل را داشته باشيد مالكيت آن را شما خواهيد داشت، مصادره شود حتي اگر شمس پهلوي باشيد باز پس خواهيد گرفت،
پس براي جلوگيري از هجوم سرمايه بصورت آني بهتر است در جاهاي ديگر امنيت را جاري سازيم، نه اينكه نقاط امن را نيز همانند سايرين نا امن كنيم
سپاس از زماني كه براي مطالعه گذاشتيد