وقتی انسانی به منتهای استیصال و درماندگی برسد؛ بدن او ارزانترین کالاییست که در ساحت اجتماعی قابلیتِ بازنمایی و عرضهشدن پیدا میکند. همانند بوعزیزی که نهتنها جانش که شمال آفریقا را به آتش کشید.
اگر از منظرِ فوکویی بدین پدیده نگاه کنیم؛ بدن انسان که انضمامیترین و عینیترین محمل برای نشاندادن ابزارهای قدرت حاکم است، نقش مهمی برای انقیادسازیِ سوژهها دارد.
از نگاه فوکو، بدن در معرضِ نظارت سراسربین است و محل آشکارشدگیِ قدرت است. بدن، نماد قدرت و مقاومت است؛ از یک سو جولانگاه تاخت و تاز قدرت است و از دیگرسو، همین بدن ابزاریست برای مقاومت و مبارزه. بدین ترتیب تحلیل فوکو از درهمتنیدگی قدرت و اختراع اخیرِ سوژه انسان مدرن، دارای چهرهای ژانوسی است.
بر همین اساس، تاریخ نظارهپذیرکردنِ هستهایی که تا پیش از پروبلماتیکشدنشان، هستی سوبژکتیوِ اکنون خود را نداشتهاند.
اکنون میبینیم که بدن سوژهها، یک بایگانیِ خاموش نیست؛ بلکه تبلور فریاد فروخفتهای است که چه بسا با قربانیکردن خویش، مظلومیتش را فریاد میکشد. و این همان مبارزه بدون خشونت است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing