"امروز سالگرد زلزله کرمانشاه بود زمین که شروع به لرزیدن کرد همه بسمت درهای خروجی فرار کردند، اما کسانی که نتوانستند فرارکنند معلولین بودند. به عنوان پدر یک دختر معلول زلزله که شروع شد بسوی دخترم رفتم و در آن لحظات وحشتناک که خانه گهواره‌ای شده بود، با دختر معصومم در آغوشم ترس را با تمام وجودمان احساس می‌کردیم. ظرف‌ها و قاب‌های عکس که شروع به افتادن کردند و لیوان‌ها که شروع به غلتیدن کف آشپزخانه و شکستن کردند فقط و فقط منتظر فروریختن خانه بودم آری همه فرار کردند و معلولین ماندند و و چه بسا بسیاری از آن‌ها کسی را نداشتند که در آن لحظات دست‌شان را بگیرد در آغوش‌شان بگیرد و شاید در اوج ترس زیر آوار دفن شدند."
‌
متن را دیروز یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده بود.

- عکس تزئینی است.

#زلزله #زلزله_کرمانشاه #زلزله_ازگله #زلزله_سرپل_ذهاب #کرمانشاه #سرپل_ذهاب

@Tavaana_TavaanaTech

Comments

Be the first to add a comment